دیوان شمس غزل ۷۴۳ بیت ۸ → مخکنۍ

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۷۴۳

  1. نقش شمس الدین تبریزیست جان جان عشق کاین به دفترهای عشق اندر ازل مسطور بود

G743:8

ستاسو ژبه

په ستا په ژبه یې لا مانا نشته — د ټول غزل لپاره یوځای جوړیږي:

د دې بیت شرحه

لا نه ده لیکل شوې — په غزل کې د دې بیت نږدې لوستنه:

بشپړ غزل ↗

  1. 1 آن زمانی را که چشم از چشم او مخمور بود·چون رسیدش چشم بد کز چشم‌ها مستور بود
  2. 2 شادی شب‌های ما کز مشک و عنبر پرده داشت·شادی آن صبح‌ها کز یار پرکافور بود
  3. 3 از فراز عرش و کرسی بانگ تحسین می‌رسید·تا به پشت گاو و ماهی از رخش پرنور بود
  4. 4 هر طرف از حسن او بدلیلیی کاسد شده·ذره ذره همچو مجنون عاشق مشهور بود
  5. 5 دل به پیش روی او چون بایزید اندر مزید·جان در آویزان ز زلفش شیوه منصور بود
  6. 6 شمع عشق افروز را یک بار دیگر اندرآر·کوری آن کس که او از عشرت ما دور بود
  7. 7 ساقیی با رطل آمد مر مرا از کار برد·تا ز مستی من ندانستم که رشک حور بود
  8. 8 نقش شمس الدین تبریزیست جان جان عشق·کاین به دفترهای عشق اندر ازل مسطور بود

ganjoor: sh743 · public domain