دیوان شمس› غزل ۷۸۰› بیت ۹ → مخکنۍ
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۷۸۰
- هین خمش باش که گنجیست غم یار ولیک وصف آن گنج جز این روی زراندود نکرد
G780:9
ستاسو ژبه
په ستا په ژبه یې لا مانا نشته — د ټول غزل لپاره یوځای جوړیږي:
ai-draft · gemini-2.5-pro
د دې بیت شرحه
لا نه ده لیکل شوې — په غزل کې د دې بیت نږدې لوستنه:
بشپړ غزل ↗
- 1 بر سر آتش تو سوختم و دود نکرد·آب بر آتش تو ریختم و سود نکرد
- 2 آزمودم دل خود را به هزاران شیوه·هیچ چیزش به جز از وصل تو خشنود نکرد
- 3 آنچ از عشق کشید این دل من که نکشید·و آنچ در آتش کرد این دل من عود نکرد
- 4 گفتم این بنده نه در عشق گرو کرد دلی·گفت دلبر که بلی کرد ولی زود نکرد
- 5 آه دیدی که چه کردست مرا آن تقصیر·آنچ پشه به دماغ و سر نمرود نکرد
- 6 گرچه آن لعل لبت عیسی رنجورانست·دل رنجور مرا چاره بهبود نکرد
- 7 جانم از غمزه تیرافکن تو خسته نشد·زانک جز زلف خوشت را زره و خود نکرد
- 8 نمک و حسن جمال تو که رشک چمن است·در جهان جز جگر بنده نمکسود نکرد
- 9 هین خمش باش که گنجیست غم یار ولیک·وصف آن گنج جز این روی زراندود نکرد
ganjoor: sh780 · public domain