دیوان شمس› غزل ۷۸۴› بیت ۲ → مخکنۍ · راتلونکې ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۷۸۴
- عاشقان را چو همه پیشه و بازار توی عاشقان از جز بازار تو بیزار شدند
G784:2
ستاسو ژبه
په ستا په ژبه یې لا مانا نشته — د ټول غزل لپاره یوځای جوړیږي:
ai-draft · gemini-2.5-pro
د دې بیت شرحه
لا نه ده لیکل شوې — په غزل کې د دې بیت نږدې لوستنه:
بشپړ غزل ↗
- 1 عید بگذشت و همه خلق سوی کار شدند·زیرکان از پی سرمایه به بازار شدند
- 2 عاشقان را چو همه پیشه و بازار توی·عاشقان از جز بازار تو بیزار شدند
- 3 سفها سوی مجالس گرو فرج و گلو·فقها سوی مدارس پی تکرار شدند
- 4 همه از سلسله عشق تو دیوانه شدند·همه از نرگس مخمور تو خمار شدند
- 5 دست و پاشان تو شکستی چو نه پا ماند و نه دست·پر گشادند و همه جعفر طیار شدند
- 6 صدقات شه ما حصه درویشانست·عاشقان حصه بر آن رخ و رخسار شدند
- 7 ما چو خورشیدپرستان همه صحرا کوبیم·سایه جویان چو زنان در پس دیوار شدند
- 8 تو که در سایه مخلوقی و او دیواریست·ور نه ز آسیب اجل چون همه مردار شدند
- 9 جان چه کار آید اگر پیش تو قربان نشود·جان کنون شد که چو منصور سوی دار شدند
- 10 همه سوگند بخورده که دگر دم نزنند·مست گشتند صبوحی سوی گفتار شدند
ganjoor: sh784 · public domain