دیوان شمس غزل ۸۱۷ بیت ۵ → مخکنۍ · راتلونکې ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۸۱۷

  1. کاش بیداری برای حق بدی اینک بهر سیم و زر زار آمدند

G817:5

ستاسو ژبه

په ستا په ژبه یې لا مانا نشته — د ټول غزل لپاره یوځای جوړیږي:

د دې بیت شرحه

لا نه ده لیکل شوې — په غزل کې د دې بیت نږدې لوستنه:

بشپړ غزل ↗

  1. 1 چون مرا جمعی خریدار آمدند·کهنه دوزان جمله در کار آمدند
  2. 2 از ستیزه ریش را صابون زدند·وز حسد ناشسته رخسار آمدند
  3. 3 همچو نغزان روز شیوه می‌کنند·همچو چغزان شب به تکرار آمدند
  4. 4 شکر کز آواز من این خفتگان·خواب را هشتند و بیدار آمدند
  5. 5 کاش بیداری برای حق بدی·اینک بهر سیم و زر زار آمدند
  6. 6 چون شود بیمار از ایشان سرخ رو·چون به زردی همچو دینار آمدند
  7. 7 خلق را پس چون رهانند از حسد·کز حسد این قوم بیمار آمدند
  8. 8 در دل خلقند چون دیده منیر·آن شهان کز بهر دیدار آمدند
  9. 9 همچو هفت استاره یک نور آمدند·همچو پنج انگشت یک کار آمدند
  10. 10 تا نگردی ریش گاو مردمی·سر به سر خود ریش و دستار آمدند
  11. 11 اهل دل خورشید و اهل گل غبار·اهل دل گل اهل گل خار آمدند
  12. 12 غم مخور ای میر عالم زین گروه·کاهل دل دل بخش و دلدار آمدند

ganjoor: sh817 · public domain