دیوان شمس› غزل ۸۹۰ → مخکنۍ · راتلونکې ←
دیوان شمس · G890 · ۷ بيتونه
غزل شمارهٔ ۸۹۰
هر بیت یې پرانیزئ — خپله پاڼه لري: مانا، شرحه، سخت لغات.
- G890:1 صبحدمی همچو صبح پرده ظلمت دریدنیم شبی ناگهان صبح قیامت دمید
- G890:2 واسطهها را برید دید به خود خویش راآنچ زبانی نگفت بیسر و گوشی شنید
- G890:3 پوست بدرد ز ذوق عشق چو پیدا شودلیک کجا ذوق آن کو کندت ناپدید
- G890:4 فقر ببرده سبق رفته طبق بر طبقباز کند قفل را فقر مبارک کلید
- G890:5 کشته شهوت پلید کشته عقلست پاکفقر زده خیمهای زان سوی پاک و پلید
- G890:6 جمله دل عاشقان حلقه زده گرد فقرفقر چو شیخ الشیوخ جمله دلها مرید
- G890:7 چونک به تبریز چشم شمس حقم را بدیدگفت حقش پر شدی گفت که هل من مزید
ganjoor: sh890 · public domain