دیوان شمس غزل ۹۰۶ بیت ۲ → مخکنۍ · راتلونکې ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۹۰۶

  1. چون دل سیاه بد و قلب کوره دید و سیه شد چو قازغان تهی بد به کنج خانه نگون شد

G906:2

ستاسو ژبه

په ستا په ژبه یې لا مانا نشته — د ټول غزل لپاره یوځای جوړیږي:

د دې بیت شرحه

لا نه ده لیکل شوې — په غزل کې د دې بیت نږدې لوستنه:

بشپړ غزل ↗

  1. 1 گرفت خشم ز بستان سرخری و برون شد·چو زشت بود به صورت به خوی زشت فزون شد
  2. 2 چون دل سیاه بد و قلب کوره دید و سیه شد·چو قازغان تهی بد به کنج خانه نگون شد
  3. 3 چو ژیوه بود به جنبش نبود زنده اصلی·نمود جنبش عاریه بازرفت و سکون شد
  4. 4 نیافت صیقل احمد ز کفر بولهب ار چه·ز سرکشی و ز مکرش دلش قنینه خون شد
  5. 5 فروکشم به نمد در چو آینه رخ فکرت·چو آینه بنمایم کی رام شد کی حرون شد
  6. 6 منم که هجو نگویم به جز خواطر خود را·که خاطرم نفسی عقل گشت و گاه جنون شد
  7. 7 مرا درونه تو شهری جدا شمر به سر خود·به آب و گل نشد آن شهر من به کن فیکون شد
  8. 8 سخن ندارم با نیک و بد من از بیرون·که آن چه کرد و کجا رفت و این ز وسوسه چون شد
  9. 9 خموش کن که هجا را به خود کشد دل نادان·همیشه بود نظرهای کژنگر نه کنون شد

ganjoor: sh906 · public domain