دیوان شمس› غزل ۹۹۴› بیت ۶ → مخکنۍ · راتلونکې ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۹۹۴
- در خم چوگانش یکی گوی شو تا که فلک زیر تو مفرش بود
G994:6
ستاسو ژبه
په ستا په ژبه یې لا مانا نشته — د ټول غزل لپاره یوځای جوړیږي:
ai-draft · gemini-2.5-pro
د دې بیت شرحه
لا نه ده لیکل شوې — په غزل کې د دې بیت نږدې لوستنه:
بشپړ غزل ↗
- 1 دوست همان به که بلاکش بود·عود همان به که در آتش بود
- 2 جام جفا باشد دشوارخوار·چون ز کف دوست بود خوش بود
- 3 زهر بنوش از قدحی کان قدح·از کرم و لطف منقش بود
- 4 عشق خلیلست درآ در میان·غم مخور ار زیر تو آتش بود
- 5 سرد شود آتش پیش خلیل·بید و گل و سنبله کش بود
- 6 در خم چوگانش یکی گوی شو·تا که فلک زیر تو مفرش بود
- 7 رقص کنان گوی اگر چه ز زخم·در غم و در کوب و کشاکش بود
- 8 سابق میدان بود او لاجرم·قبله هر فارس مه وش بود
- 9 چونک تراشیده شدهست او تمام·رست از آن غم که تراشش بود
- 10 هر کی مشوش بود او ایمنست·گر دو جهان جمله مشوش بود
- 11 مفخر تبریز تو را شمس دین·شرق نه در پنج و نه در شش بود
ganjoor: sh994 · public domain