لوستل دفتر ۱ برخه ۱۳۶ → مخکنۍ · راتلونکې ←

بخش ۱۳۶ - سپردن عرب هدیه را یعنی سبو را به غلامان خلیفه

د اعرابي لخوا د تحفې، یعنې سبو، د خلیفه غلامانو ته سپارل

  1. M1:2823 آن سبوی آب را در پیش داشتتخم خدمت رادر آن حضرت بکاشت
  2. M1:2824 گفت این هدیه بدان سلطان بریدسایل شه را ز حاجت وا خرید
  3. M1:2825 آب شیرین و سبوی سبز و نَوْز آب بارانی که جمع آمد به گَوْ
  4. M1:2826 خنده می‌آمد نقیبان را از آنلیک پذرفتند آن را همچو جان
  5. M1:2827 زانک لطف شاه خوب با خبرکرده بود اندر همه ارکان اثر
  6. M1:2828 خوی شاهان در رعیت جا کندچرخ اخضر خاک را خضرا کند
  7. M1:2829 شه چو حوضی دان حشم چون لوله‌هاآب از لوله روان در گوله‌ها
  8. M1:2830 چونک آب جمله از حوضیست پاکهر یکی آبی دهد خوش ذوقناک
  9. M1:2831 ور در آن حوض آب شورست و پلیدهر یکی لوله همان آرد پدید
  10. M1:2832 زانک پیوستست هر لوله به حوضخوض کن در معنی این حرف خوض
  11. M1:2833 لطف شاهنشاه جان بی‌وطنچون اثر کردست اندر کل تن
  12. M1:2834 لطف عقل خوش‌نهاد خوش‌نسبچون همه تن را در آرد در ادب
  13. M1:2835 عشق شنگ بی‌قرار بی سکونچون در آرد کل تن را در جنون
  14. M1:2836 لطف آب بحر کو چون کوثرستسنگ‌ریزه‌ش جمله در و گوهرست
  15. M1:2837 هر هنر که استا بدان معروف شدجان شاگردان بدان موصوف شد
  16. M1:2838 پیش استاد اصولی هم اصولخواند آن شاگرد چست با حصول
  17. M1:2839 پیش استاد فقیه آن فقه‌خوانفقه خواند نه اصول اندر بیان
  18. M1:2840 پیش استادی که او نحوی بودجان شاگردش ازو نحوی شود
  19. M1:2841 باز استادی که او محو رهستجان شاگردش ازو محو شهست
  20. M1:2842 زین همه انواع دانش روز مرگدانش فقرست ساز راه و برگ