لوستل› دفتر ۴› برخه ۷۸ → مخکنۍ · راتلونکې ←
بخش ۷۸ - جواب گفتن مصطفی علیهالسلام اعتراض کننده را
د مصطفی علیه السلام لخوا اعتراض کونکي ته ځواب ویل
- M4:2078 در حضور مصطفای قندخوچون ز حد برد آن عرب از گفت و گو
- M4:2079 آن شه والنجم و سلطان عبسلب گزید آن سرد دم را گفت بس
- M4:2080 دست میزد بهر منعش بر دهانچند گویی پیش دانای نهان
- M4:2081 پیش بینا بردهای سرگین خشککه بخر این را به جای ناف مشک
- M4:2082 بعر را ای گندهمغز گندهمخزیر بینی بنهی و گویی که اخ
- M4:2083 اخ اخی برداشتی ای گیج گاجتا که کالای بدت یابد رواج
- M4:2084 تا فریبی آن مشام پاک راآن چریدهٔ گلشن افلاک را
- M4:2085 حلم او خود را اگر چه گول ساختخویشتن را اندکی باید شناخت
- M4:2086 دیگ را گر باز ماند امشب دهنگربه را هم شرم باید داشتن
- M4:2087 خویشتن گر خفته کرد آن خوب فرسخت بیدارست دستارش مبر
- M4:2088 چند گویی ای لجوج بیصفااین فسون دیو پیش مصطفی
- M4:2089 صد هزاران حلم دارند این گروههر یکی حلمی از آنها صد چو کوه
- M4:2090 حلمشان بیدار را ابله کندزیرک صد چشم را گمره کند
- M4:2091 حلمشان همچون شراب خوب نغزنغز نغزک بر رود بالای مغز
- M4:2092 مست را بین زان شراب پرشگفتهمچو فرزین مست کژ رفتن گرفت
- M4:2093 مرد برنا زان شراب زودگیردر میان راه میافتد چو پیر
- M4:2094 خاصه این باده که از خم بلی استنه میی که مستی او یکشبیست
- M4:2095 آنک آن اصحاب کهف از نقل و نقلسیصد و نه سال گم کردند عقل
- M4:2096 زان زنان مصر جامی خوردهانددستها را شرحه شرحه کردهاند
- M4:2097 ساحران هم سکر موسی داشتنددار را دلدار میانگاشتند
- M4:2098 جعفر طیار زان می بود مستزان گرو میکرد بیخود پا و دست