لوستل دفتر ۴ برخه ۹۸ → مخکنۍ · راتلونکې ←

بخش ۹۸ - تفسیر کُنْتُ کَنْزاً مَخْفیّاً فَأَحْبَبْتُ اَنْ اُعْرَفَ

د کُنْتُ کَنْزاً مَخْفیّاً فَأَحْبَبْتُ اَنْ اُعْرَفَ تفسیر

  1. M4:2537 خانه بر کن کز عقیق این یمنصد هزاران خانه شاید ساختن
  2. M4:2538 گنج زیر خانه است و چاره نیستاز خرابی خانه مندیش و مه‌ایست
  3. M4:2539 که هزاران خانه از یک نقد گنجتان عمارت کرد بی‌تکلیف و رنج
  4. M4:2540 عاقبت این خانه خود ویران شودگنج از زیرش یقین عریان شود
  5. M4:2541 لیک آن تو نباشد زانک روحمزد ویران کردنستش آن فتوح
  6. M4:2542 چون نکرد آن کار مزدش هست لالیس للانسان الا ما سعی
  7. M4:2543 دست خایی بعد از آن تو کای دریغاین چنین ماهی بد اندر زیر میغ
  8. M4:2544 من نکردم آنچ گفتند از بهیگنج رفت و خانه و دستم تهی
  9. M4:2545 خانهٔ اجرت گرفتی و کرینیست ملک تو به بیعی یا شری
  10. M4:2546 این کری را مدت او تا اجلتا درین مدت کنی در وی عمل
  11. M4:2547 پاره‌دوزی می‌کنی اندر دکانزیر این دکان تو مدفون دو کان
  12. M4:2548 هست این دکان کرایی زود باشتیشه بستان و تکش را می‌تراش
  13. M4:2549 تا که تیشه ناگهان بر کان نهیاز دکان و پاره‌دوزی وا رهی
  14. M4:2550 پاره‌دوزی چیست خورد آب و نانمی‌زنی این پاره بر دلق گران
  15. M4:2551 هر زمان می‌درد این دلق تنتپاره بر وی می‌زنی زین خوردنت
  16. M4:2552 ای ز نسل پادشاه کامیاربا خود آ زین پاره‌دوزی ننگ دار
  17. M4:2553 پاره‌ای بر کن ازین قعر دکانتا برآرد سر به پیش تو دو کان
  18. M4:2554 پیش از آن کین مهلت خانهٔ کریآخر آید تو نخورده زو بری
  19. M4:2555 پس ترا بیرون کند صاحب دکانوین دکان را بر کند از روی کان
  20. M4:2556 تو ز حسرت گاه بر سر می‌زنیگاه ریش خام خود بر می‌کنی
  21. M4:2557 کای دریغا آن من بود این دکانکور بودم بر نخوردم زین مکان
  22. M4:2558 ای دریغا بود ما را برد بادتا ابد یا حسرتا شد للعباد