Ler Livro 1 O santo pedindo ao rei um momento a sós para descobrir o sofrimento da escrava Dístico 156

M1:156 — برجهد، وان خار محکم‌تر زند / عاقلی باید که خاری برکَند

برجهد، وان خار محکم‌تر زندعاقلی باید که خاری برکَند

M1:156

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — de suas palestras gravadas sobre o Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: [خر] برای دفع خار می‌پرد، اما آن خار را محکم‌تر فرو می‌کند؛ [برای برکندن خار] خردمندی باید. معنا: این بیت نشان می‌دهد که چگونه واکنش‌های ناآگاهانه و عجولانه به دردهای درونی، آن را عمیق‌تر می‌کند و بر لزوم حکمت و یاری خردمندی متخصص برای رهایی از رنج‌های پنهان تأکید می‌ورزد.

شرح

مولانا در این بیت، در دل داستان کنیزکی که طبیب الهی به دنبال کشف راز بیماری اوست، نکته‌ای کلیدی را دربارهٔ رنج‌های درونی و شیوهٔ برخورد با آنها مطرح می‌کند. من معتقدم این تمثیلِ خار، که مولانا آن را از پای به دل می‌کشد، یکی از عمیق‌ترین بصیرت‌های او دربارهٔ درد و درمان است. همان‌گونه که ایشان می‌فرمایند، گاهی یک خار کوچک در پا، به‌سختی پیدا می‌شود و برای بیرون کشیدن آن باید با دقت فراوان و ابزار مناسب اقدام کرد؛ حال تصور کنید خاری در دل نشسته باشد، که به مراتب پنهان‌تر و صعب‌الوصول‌تر است. اینجاست که مولانا با تمثیل خر و خار، خطایی رایج در مواجهه با دردهای باطنی را به ما می‌آموزد.

خر بیچاره‌ای را تصور کنید که خاری در زیر دمش فرو رفته است. او نمی‌بیند، نمی‌تواند خار را بیابد و از سر درد و سوزش، تنها کاری که می‌کند این است که می‌پرد، جفتک می‌اندازد و از این حرکت‌های کورکورانه برای دفع درد استفاده می‌کند. اما نتیجه چیست؟ «برجهد، وان خار محکم‌تر زند». هر بار که می‌پرد، خار را عمیق‌تر در تن خود فرو می‌برد و درد را افزون‌تر می‌کند. این تمثیل دقیقاً حال بسیاری از آدمیان است که وقتی خاری در دل یا روحیه‌شان می‌نشیند، با خشم، با عصبانیت، با انکار، یا با هر واکنش خام و نسنجیده‌ای، سعی در دفع آن می‌کنند. این واکنش‌ها نه تنها درد را تسکین نمی‌دهند، بلکه آن را تثبیت کرده و در عمق روح جای می‌دهند.

از همین روست که مولانا بلافاصله اضافه می‌کند: «عاقلی باید که خاری برکند.» این عاقلی یعنی خردمندی، یعنی تدبیر، یعنی توانایی تشخیص ریشهٔ درد و یافتن راه حل صحیح. این خار دل را هر کسی نمی‌تواند بیرون بکشد. این کار نیاز به «حکیم خارچین» دارد، حکیمی که هم درد را بشناسد، هم ابزار آن را داشته باشد و هم از سر شکیبایی و مهربانی به مداوا بپردازد. این همان نقشی است که طبیب الهی در داستان کنیزک ایفا می‌کند؛ او با پرسش‌های نرم و پنهان، با دقتِ قرار دادن دست بر نبض، به دنبال آن خار پنهان در دل کنیزک است، خاری که خود کنیزک از وجودش آگاه نیست و تنها اثراتش را به صورت بیماری جسمی نشان می‌دهد.

این بیت، بی‌شک، دعوتی است به خودشناسی عمیق و پرهیز از واکنش‌های سطحی به رنج‌های باطنی. درد را باید به اهلش سپرد، و برای دردهای پنهان و معنوی، نیازمند راهنمایی خردمندی هستیم که خود این راه‌ها را رفته و فنِ خارچینیِ دل را می‌داند. در غیر این صورت، ما نیز همچون آن خرِ بی‌تدبیر، با هر واکنش شتاب‌زده، خار را در دل خود محکم‌تر خواهیم کرد.

نکات کلیدی

  • دردهای درونی، اغلب با واکنش‌های عجولانه و ناآگاهانه عمیق‌تر می‌شوند.
  • تشخیص ریشهٔ دردهای پنهان و «خار دل» نیازمند حکمت و تدبیر است، نه صرفاً تلاش جسمی.
  • «حکیم خارچین» یا راهنمای خردمند، برای حل مشکلات عمیق روحی و عاطفی ضروری است.
  • مقابله با رنج با خشم یا انکار، تنها به محکم‌تر شدن خار در روح منجر می‌شود.
  • این بیت نقدی است بر خوددرمانی‌های ناپخته و تأکیدی بر اهمیت یاری‌گریِ دانا.

Sources: d1-s20 · 00:32:54

به زبانِ تو — Sua língua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.