Ler› Livro 1› Sobre a explicação deste hadith: "Vosso Senhor tem, nos dias de vossa existência, dádivas, então aproveitai-as"› Dístico 2000
M1:2000 — از ملولی یار خامش کردمی / گر همو مهلت بدادی یکدمی
M1:2000
Significado · به زبانِ تو — Sua língua · AI
若不是我的“挚友”(听者,也是神)催促我继续说下去,我早就因为怕他听得厌烦而住口了。
这句诗是鲁米本人的声音,他暂时中断了故事,直接与读者对话,解释他为何持续不断地创作《玛斯纳维》。
“挚友”(یار) 在这里有双重含义。首先,它指向鲁米创作时具体的听众,主要是胡萨姆丁·查拉比(Husam al-Din Chalabi),正是应他的请求,鲁米才口述了这部巨著。鲁米担心,自己滔滔不绝的讲述可能会让这位挚友感到“厌倦”(ملولی)。他说,如果挚友能给他“片刻的喘息”(یکدمی مهلت),哪怕只是一瞬间的暗示,他就会立刻“沉寂”(خاموش)。
然而,更深层的含义是,这位“挚友”也是神本身。在苏菲思想中,诗人是神的芦笛,言语并非源于自己,而是神的“气息”或“旨意”通过他流淌出来。因此,鲁米之所以无法停下,是因为神——那位终极的挚友与委托者——不允许他停下。紧接着的诗句就证实了这一点:“但他(神)却说:‘说吧!无妨,这不过是神圣天命的要求罢了。’”(لیک میگوید بگو هین عیب نیست / جز تقاضای قضای غیب نیست)。
所以,这句诗巧妙地捕捉了鲁米作为灵感管道的处境:他既要体谅凡人听众的局限,又必须服从那源源不绝、不容他停歇的神圣命令。
- ملولی
- (名词)厌倦,烦躁,疲惫。指听者或读者因冗长的言说而感到的疲乏与不耐烦。
- یار
- (名词)朋友,伴侣,挚友,爱人。在此处语境复杂,既指鲁米口述《玛斯纳维》时的具体听众(如胡萨姆丁),也暗指神,即那位终极的“挚友”和灵感来源。
- خاموش کردمی
- (动词虚拟式)“我本会沉默”。这是一个虚拟条件句的一部分,表达一种与事实相反的假设。鲁米实际上并未沉默。
- همو
- (代词)正是他自己。强调主语,即“挚友”本人。
- مهلت بدادی
- (动词虚拟式)“(他)给予喘息之机”。指给予暂停或休息的机会。
- یکدمی
- (名词)一瞬间,片刻。强调时间之短暂。
مولانا میگوید که از شدت و سنگینی الهام معشوق (خداوند) خسته شده و دوست داشت سکوت کند، اما خود معشوق به او اجازهٔ توقف نمیدهد و او را به ادامهٔ سخن وامیدارد.
این بیت صدای شخصی خود مولاناست که از فرایند سرودن مثنوی سخن میگوید. او این کار را نه یک فعالیت ادبی معمولی، بلکه نتیجهٔ یک الهام و فیضان مداوم از جانب «یار» یا همان خداوند میداند. این الهام آنچنان قدرتمند و بیوقفه است که شاعر را دچار نوعی «ملولی» یا خستگی روحانی کرده است. او آرزوی سکوت و آرامش دارد، اما این آرزو برآورده نمیشود، زیرا همان نیرویی که او را خسته کرده، به او فرمان ادامه دادن میدهد.
این بیت در ادامهٔ توصیف جذبه و بیخویشی عارفانه (مانند خواب ماندن پیامبر از نماز صبح در شب تعریس) میآید. مولانا میخواهد بگوید که سخن گفتن او نیز از این جنس است؛ یک جبر شیرین و تقاضای غیبی است، نه یک انتخاب از روی اختیار صرف. در ابیات بعدی، او توضیح میدهد که «یار» به او میگوید: «بگو، این عیب نیست» و این امر را به «قضای غیب» نسبت میدهد. بنابراین، خستگی مولانا نه از بیمیلی، بلکه از سنگینی بار امانت و عظمت تجربهای است که باید به زبان شعر بیان کند.
- ملولی
- خستگی، دلزدگی، آزردگی، بیزاری
- یار
- معشوق، دوست؛ در اینجا منظور خداوند است.
- خاموش کردمی
- ساکت میشدم، سکوت میکردم (فعل شرطی در فارسی قدیم)
- همو
- همان او، خود او (برای تأکید)
- مهلت بدادی
- فرصت میداد، امان میداد (فعل شرطی در فارسی قدیم)
- یکدمی
- یک لحظه، یک آن
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.