Ler› Livro 1› A explicação de que matar e envenenar o joalheiro foi por instrução divina, não por desejo egoísta ou reflexão corrupta› Dístico 227
M1:227 — آنک جان بخشد اگر بکشد رواست / نایبَست و دستِ او دستِ خداست
M1:227
شرحِ سروش — de suas palestras gravadas sobre o Masnavi
این متن بر پایهٔ سخنرانیهای ضبطشدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.
ترجمه و معنا
ترجمه به فارسی روان: آن کس که جان میبخشد، اگر جان هم بگیرد رواست (جایز است). او جانشین خداست و دست او، دست خداست. معنا: مولانا میگوید کسی که دارای ولایت الهی است و به فرمان خدا عمل میکند، میتواند کارهایی انجام دهد که از نظر ما عجیب میآید، زیرا او نایب حق است و ارادهاش با ارادهٔ الهی همسوست.
شرح
بله، بیتردید، مولانا در اینجا برای توجیه اعمال خارقالعاده و بهظاهر غیراخلاقی شخصیتهایی چون خضر، به اصل ولایت و نمایندگی الهی ارجاع میدهد. این بیت کلید فهم این قبیل داستانها در مثنوی است؛ داستانی که حتی در قرآن هم محل سؤالات عمیق برای مفسرین بوده است. خضر پسربچهای را میکشد و کشتیای را سوراخ میکند و موسی تاب این اعمال را نمیآورد. اما مولانا میگوید که خضر «از حق یابد او وحی و جواب»؛ یعنی او مستقیماً با خداوند در ارتباط بوده و هر آنچه خداوند به او امر میکند، «عین صواب» است و باید بیچون و چرا بدان عمل شود.
این توجیه در واقع بیان میکند که دست خضر، دست خداست. چگونه؟ از طریق نیابت. همانطور که ابراهیم وقتی در خواب مأمور به قربانی کردن اسماعیل شد، اقدام به آن کرد، این طبیب الهی نیز به فرمان الهی عمل میکند. ما چگونه میتوانیم از عزرائیل به خاطر گرفتن جانها شکایت کنیم؟ او یک مأمور الهی است و کار او عین مأموریت است، نه گناه. خداوند است که جان میدهد، پس حق دارد جان را هم بگیرد. آن طبیب الهی (که در داستان خضر همین نقش را ایفا میکند) نیز کارگزار و فرمانبردار خداوند است. از یک سطح و ارتفاع دیگری در این عالم تصرف میکند که به او نمیتوان نسبت غیراخلاقی بودن داد. این دقیقاً همان معنای «نایبَست و دستِ او دستِ خداست» است؛ که عملی که از این دست برمیآید، هرچند در نگاه ما ظالمانه جلوه کند، در حقیقت عین حکمت و فرمان الهی است و «آنک جان بخشد اگر بکشد رواست».
نکات کلیدی
- حکمت اعمال اولیا برتر از فهم عادی است.
- ولایت الهی به معنای نمایندگی و همسویی با ارادهٔ حق است.
- اعمال نائب حق، بر اساس وحی و امر الهی است.
- انتقاد از کارگزار الهی مانند انتقاد از خداوند است.
- جانبخشی و جانستانی، هر دو در حیطهٔ قدرت مطلق حق است.
Sources: d1-s21 · 00:40:43 d1-s21 · 00:42:07 d1-s21 · 00:42:54 d1-s21 · 00:44:16
This text was reconstructed from Dr. Abdolkarim Soroush's recorded Masnavi lectures. It has not been reviewed and approved by him.
Translation & meaning
Translation: That one who grants life, if he takes a life, it is permissible; He is God's vicegerent, and his hand is God's hand. Meaning: Rumi states that an individual acting under divine command, who is God's vicegerent, is justified in actions that might seem extraordinary to ordinary people, as their will aligns with God's.
Explanation
Indeed, Rumi, in this verse, points to the principle of divine vicegerency and representation to justify the extraordinary and seemingly immoral actions of figures like Khidr. This couplet is key to understanding such narratives in the Masnavi, a story that has long been a source of profound questions for Quranic exegetes. Khidr kills a boy and scuttles a ship, and Moses cannot bear these actions. But Rumi says that Khidr "receives revelation and answer from the Truth"; meaning he was in direct communion with God, and whatever God commands him is "the essence of righteousness" and must be obeyed without question.
This justification effectively states that Khidr's hand is God's hand. How so? Through vicegerency. Just as Abraham, when commanded in a dream to sacrifice Ishmael, proceeded with the act, this divine physician (طبیب الهی), embodying Khidr's role in the story, acts upon a divine command. How can we complain about Azrael for taking lives? He is a divine agent, and his action is precisely his mission, not a sin. It is God who grants life, and therefore God has the right to take life. This divine physician, too, is God's servant and agent. He acts upon the world from a different "level and height," one that cannot be accused of immorality. This is precisely the meaning of "He is God's vicegerent, and his hand is God's hand" — that an action stemming from such a hand, however unjust it may appear to us, is in fact the very essence of divine wisdom and command, and "That one who grants life, if he takes a life, it is permissible."
Key takeaways
- The wisdom behind saints' actions transcends ordinary human understanding.
- Divine vicegerency signifies representation and alignment with God's will.
- Actions of God's vicegerent are based on divine revelation and command.
- Criticizing a divine agent is akin to criticizing God Himself.
- Both the granting and taking of life fall within God's absolute power.
Sources: d1-s21 · 00:40:43 d1-s21 · 00:42:07 d1-s21 · 00:42:54 d1-s21 · 00:44:16
به زبانِ تو — Sua língua · AI
کسی که از جانب خداوند ولایت و اجازه دارد و به فرمان او عمل میکند، اگر کاری انجام دهد که به نظر ما عجیب و حتی نادرست میآید، جایز است، زیرا او نمایندهٔ حق است و ارادهاش با ارادهٔ الهی یکی است.
مولانا در اینجا برای توجیه کارهای به ظاهر غیراخلاقی و خارقالعادهٔ شخصیتهایی مانند آن حکیم الهی (که نمادی از خضر است)، به اصل «ولایت» و «نمایندگی الهی» اشاره میکند. این بیت، کلید فهم اینگونه داستانها در مثنوی است. حکیم، زرگر را به میل خود یا از روی هوای نفس نمیکشد، بلکه چون مستقیماً به خداوند متصل است و از او «وحی و جواب» میگیرد، هر چه به او امر شود، «عین صواب» است و باید بیچون و چرا اجرا کند.
این توجیه در واقع میگوید که دست آن حکیم، دست خداست. چگونه؟ از طریق «نیابت». همانطور که ابراهیم در رؤیا مأمور به قربانی کردن اسماعیل شد و برای انجام آن اقدام کرد، این حکیم الهی نیز به فرمان خداوند عمل میکند. ما چطور میتوانیم به عزرائیل برای گرفتن جانها اعتراض کنیم؟ او مأمور الهی است و کارش انجام وظیفه است، نه گناه. خداوند است که جان میبخشد، پس حق دارد که جان را بازپس بگیرد. آن ولیّ خدا نیز کارگزار و فرمانبردار خداوند است و از سطحی بالاتر از فهم ما در عالم تصرف میکند؛ به همین دلیل نمیتوان به عمل او برچسب غیراخلاقی زد.
این دقیقاً معنای «نایبست و دستِ او دستِ خداست» است؛ یعنی کاری که از چنین شخصی سر میزند، هرچند در نگاه ظاهربین ما ستمکارانه به نظر برسد، در حقیقت، عین حکمت و فرمان الهی است و چون او از جانب جانبخش اصلی عمل میکند، «آنک جان بخشد اگر بکشد رواست».
- آنک
- آن کسی که
- رواست
- جایز است، شایسته است
- نایبست
- نایب است، جانشین است
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.