Ler Livro 1 A história do merceeiro e o papagaio, e o papagaio derramando óleo na loja Dístico 314

M1:314 — کارِ بی‌چون را که کیفیّت نهد / اینک گفتم این ضرورت می‌دهد

کارِ بی‌چون را که کیفیّت نهداینک گفتم این ضرورت می‌دهد
✦ Renderizar este beyt em Português

M1:314

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — de suas palestras gravadas sobre o Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: چه کسی می‌تواند به کار بی‌چون و چرای خداوند، کیفیت یا چگونگی‌ای ببخشد؟ من که اکنون گفتم، همین امر خود نشان‌دهندهٔ نوعی ضرورت و ناگزیری است. معنا: این بیت اشاره دارد که اعمال خداوند از هرگونه «چگونگی» یا علت و معلولی که بشر می‌فهمد، فراتر است. اما در عین حال، مسیری که سالک طی می‌کند، گویی از یک ضرورت درونی برخوردار است که به نحوی الهی پیوند می‌خورد.

شرح

این بیت در میان آن ابیات بلند مثنوی قرار گرفته است که مولانا به توصیف سلوک اهل حقیقت می‌پردازد؛ سلوکی که از مرحلهٔ دینداریِ ظاهری و فرمان‌برداری محض فراتر می‌رود. مولانا پیش‌تر از «نور سالکی کز حد گذشت» سخن می‌گوید که بی‌نیاز از گواهی فعل و گفتار، از درونش عبادات می‌جوشد، گویی وجودش عین عبادت شده است. آنجا سخن از یک «ضرورت» و ناگزیری در این جوشش درونی بود.

اما مولانا بلافاصله این نگاه را فراتر می‌برد و می‌پرسد: «کارِ بی‌چون را که کیفیّت نهد؟» خداوند، فعلش بی‌چون و بی‌چراست، بی‌کیفیت و بی‌قانون است به آن معنا که ما از قانون می‌فهمیم. یعنی، اعمال او در چارچوب علل و معالیل ما نمی‌گنجد. من که قبلاً از یک ضرورت درونی و یک قانونمندی در سلوک سخن گفتم، باید بدانم که این ضرورت نیز در نهایت تابع همان «کار بی‌چون» الهی است. این اعتراف مولاناست که حتی اگر ما در عالم سلوک برای خود قانونمندی‌هایی ببینیم، این‌ها در نهایت همه زیر چتر ارادهٔ بی‌چون و چرای خداوند قرار می‌گیرد.

به عبارت دیگر، در حالی که سالک ممکن است گمان کند که با رعایت اصول و طی مراحل، ضرورتاً به مقصدی می‌رسد، مولانا یادآوری می‌کند که حتی این ضرورت نیز موقتی و تابع ارادهٔ بی‌قید و شرط الهی است. این یک پادزهر است در برابر هرگونه غرور سالکانه یا پندارِ استقلال از مشیت الهی. نمی‌توانیم برای فعل خدا «کیفیت» یا چگونگی‌ای مقرر کنیم؛ او گاهی به کسی که زحمت‌ها کشیده هیچ نمی‌دهد و گاهی به کسی که زحمت چندانی نکرده، درِ بهشت را باز می‌کند. این تجلی بی‌چونیِ مطلق الهی است.

مولانا سپس بلافاصله نتیجه می‌گیرد که این بی‌چونی و بی‌کیفیتی کار الهی، «حیرت» به بار می‌آورد. دینداری راستین، آن است که آدمی را به حیرانی افکند؛ نه به یقینی منطقی و قابل محاسبه. دینداری تجربه‌تن، همان است که ما را در مقابل کار بی‌چون خدا، متحیر و مجذوب نگه می‌دارد. این حیرت، نه سردرگمی و پریشانی، بلکه آن وادی بی‌کران معرفتی است که در آن، عقل سر تعظیم فرود می‌آورد و دل به تماشای بی‌کرانگی می‌نشیند. این دینداری است که همواره تازه و شگفت‌انگیز باقی می‌ماند، زیرا بر پایه‌یِ پیش‌بینی و قانونمندی‌های بشری نیست، بلکه بر بنیادِ عظمت و بی‌همتایی فعل الهی بنا شده است.

نکات کلیدی

  • اعمال خداوند از هرگونه «چون و چرا» یا علت و معلولی که بشر می‌فهمد، فراتر است.
  • قوانین و ضروریاتی که در مسیر سلوک و عرفان تجربه می‌شوند، در نهایت تابع ارادهٔ بی‌قید و شرط الهی هستند.
  • نمی‌توان برای فعل خداوند کیفیتی یا چگونگی‌ای مقرر کرد؛ لطف او کاملاً غیرقابل پیش‌بینی است.
  • دینداری حقیقی، سالک را به مقام «حیرت» می‌رساند؛ حیرتی که نه سردرگمی، بلکه وادی معرفت و تماشای عظمت الهی است.

Sources: d1-s23 · 02:29:49 d1-s23 · 04:47:38

به زبانِ تو — Sua língua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.