Ler› Livro 2› Um cão atacando um mendigo cego› Dístico 2362
M2:2362 — گور میگیرند یارانت به دشت / کور میگیری تو در کوچه بگشت
M2:2362
Significado · به زبانِ تو — Sua língua · AI
گدای نابینا به سگ میگوید: «همنوعان تو شکارهای ارزشمندی در دشتها میکنند، اما تو به کاری پست مشغول شدهای و در کوچه به فردی عاجز و نابینا حمله میکنی.»
این بیت بخشی از سخنان گدای نابیناست که برای رهایی از حملهی یک سگ، به تملق و چاپلوسی روی آورده است. او با مقایسهای هوشمندانه، تلاش میکند سگ را شرمنده کند.
نکتهی اصلی بیت در تضاد میان «گور» (گورخر، شکاری ارزشمند و تیزپا) و «کور» (فردی نابینا و ناتوان) است. گدا به سگ یادآوری میکند که همنوعان اصیل او (سگهای شکاری) در دشتهای فراخ به دنبال صیدهای بزرگ و چالشی هستند، اما او در فضای تنگ و حقیر کوچه، به موجودی ضعیف و بیدفاع حمله کرده است. این مقایسه برای تحقیر کردن کار سگ و برجسته کردن پستی و بیارزشی آن است.
مولانا از این زبان برای نشان دادن تفاوت میان همتهای بلند و پست استفاده میکند. همانطور که در ابیات بعدی مشخص میشود، سگهای «عالم» و «عارف» به شکارهای معنوی و حقیقی مشغولاند (مانند سگ اصحاب کهف)، در حالی که سگ «بیمایه» و جاهل به آزار ضعیفان دل خوش کرده است. در واقع، این بیت کنایهای است به انسانهایی که به جای پرداختن به اهداف متعالی، انرژی خود را صرف آزار و اذیت افراد ناتوان و درگیر شدن در کارهای کوچک و بیارزش میکنند.
- گور
- گورخر، خر وحشی؛ در اینجا نماد شکاری ارزشمند و چالشی است.
- یارانت
- همراهان تو، همنوعان تو (در اینجا منظور سگهای شکاری اصیل است).
- کور
- نابینا، فردی که نمیبیند.
- بگشت
- با گشتن، در حال گشت و گذار.
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.