Ler› Livro 5› A história da escrava que praticava a paixão com o burro da patroa, e o ensinara a praticar a paixão humana como cabras e ursos, e inseria uma cabaça no pênis do burro para que não ultrapassasse a medida. A patroa soube disso, mas não viu o detalhe da cabaça. Ela enviou a escrava para longe com um pretexto, e se uniu ao burro sem a cabaça, e pereceu em desgraça. A escrava voltou à noite e lamentou: “Ó minha vida e ó luz dos meus olhos, viste o pênis mas não viste a cabaça; viste o membro mas não viste o outro.” “Todo incompleto é amaldiçoado,” isto é, todo olhar e compreensão incompletos são amaldiçoados. Caso contrário, os incompletos em aparência física são misericordiados, não amaldiçoados. Leia: “Não há constrangimento para o cego.” Negou o constrangimento, e negou a maldição, e negou a censura e a ira.› Dístico 1399
M5:1399 — حق تعالی داد میزان را زبان / هین ز قرآن سورهٔ رحمن بخوان
M5:1399
Significado · به زبانِ تو — Sua língua · AI
خداوند معیار و ملاک تشخیص (میزان) را در قرآن، بهویژه در سورهٔ الرحمن، برای انسان بیان کرده است تا با پیروی از آن، از افراط و تفریط و حرصِ ویرانگر در امان بماند.
این بیت در دل داستان کنیزک و خاتون و خر، به یک اصل بنیادین اخلاقی و عرفانی اشاره میکند. داستان، تمثیلی است از نفس سرکش و شهوت بیلجام که مولانا آن را به «خر» تشبیه میکند. خاتون که نماد انسان حریص و مقلّدِ کور است، فقط ظاهر عمل کنیزک را میبیند اما از «کدو» که وسیلهٔ کنترل و اندازهگیری بود، غافل میماند و هلاک میشود. این هلاکت، نتیجهٔ بیتوجهی به «اندازه» و «مقدار» است.
مولانا بلافاصله پس از بیان این فاجعه، به سراغ راهحل میرود. او میگوید خداوند برای جلوگیری از چنین خطاهایی، «میزان» را فرستاده است. «میزان» در اینجا هم به معنای معیار، مقیاس و عدالت است و هم اشارهٔ مستقیمی است به آیات سورهٔ الرحمن در قرآن: «وَالسَّمَاءَ رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِيزَانَ * أَلَّا تَطْغَوْا فِي الْمِيزَانِ * وَأَقِيمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَلَا تُخْسِرُوا الْمِيزَانَ» (آیات ۷-۹). در این آیات، خداوند سه بار بر رعایت «میزان» (ترازو، تعادل، عدالت) تأکید میکند و از طغیان و زیادهروی برحذر میدارد.
بنابراین، مولانا با ارجاع خواننده به سورهٔ الرحمن، میخواهد بگوید که راه نجات از حرص ویرانگرِ نفس، پیروی از معیار الهی است. قرآن، آن ترازوی ناطق و گویایی است که حد و اندازهٔ هر چیزی را مشخص میکند. همانطور که کنیزک با «کدو» اندازه را نگه داشت، سالک نیز باید با «قرآن» و احکام آن، نفس خود را مهار کند و از افراط و تفریط بپرهیزد. بیتوجهی به این میزان الهی، سرانجامی جز هلاکت، همچون سرنوشت آن خاتون، نخواهد داشت.
- میزان
- ترازو، معیار، مقیاس، عدالت. در اینجا اشارهٔ مستقیم به سورهٔ الرحمن دارد.
- هین
- آگاه باش، هان، کلمهای برای تنبیه و جلب توجه.
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.