Ler› Livro 5› A história da escrava que praticava a paixão com o burro da patroa, e o ensinara a praticar a paixão humana como cabras e ursos, e inseria uma cabaça no pênis do burro para que não ultrapassasse a medida. A patroa soube disso, mas não viu o detalhe da cabaça. Ela enviou a escrava para longe com um pretexto, e se uniu ao burro sem a cabaça, e pereceu em desgraça. A escrava voltou à noite e lamentou: “Ó minha vida e ó luz dos meus olhos, viste o pênis mas não viste a cabaça; viste o membro mas não viste o outro.” “Todo incompleto é amaldiçoado,” isto é, todo olhar e compreensão incompletos são amaldiçoados. Caso contrário, os incompletos em aparência física são misericordiados, não amaldiçoados. Leia: “Não há constrangimento para o cego.” Negou o constrangimento, e negou a maldição, e negou a censura e a ira.› Dístico 1413
M5:1413 — که اندرون دام دانه زهرباست / کور آن مرغی که در فخ دانه خواست
M5:1413
Significado · به زبانِ تو — Sua língua · AI
این بیت میگوید که لذتهای دنیوی که انسان را به دام میاندازند، در حقیقت مانند دانهٔ زهرآلودی هستند و کسی که اسیر این دام شده و باز هم به دنبال همان لذتهاست، کور و نادان است.
مولانا در این بخش از داستان، ماجرای «خاتون» را که کورکورانه از کنیزک تقلید کرد و هلاک شد، به تمثیل پرندهای در دام تشبیه میکند. دنیا و لذتهای ظاهری آن مانند «دام» هستند و جذابیتهای آن همچون «دانه»ای که برای فریب دادن پهن شده است. این دانه در حقیقت «زهر» است، زیرا نتیجهٔ آن نابودی معنوی و گاهی حتی جسمی است.
مصرع دوم به نکتهٔ دقیقتری اشاره میکند: «کوری» و غفلت آن پرندهای که حتی پس از به دام افتادن، باز هم چشمش به دنبال همان دانه است. این حالت، نماد انسان حریص و غافلی است که با وجود گرفتار شدن در عواقب یک عمل اشتباه، هنوز از آن درس نگرفته و همچنان به دنبال همان لذت ظاهری و تباهکننده است. این همان وضعیت خاتون است که با دیدن ظاهر عمل کنیزک (لذت)، از باطن آن (کدو یا همان عامل کنترل و حکمت) غافل ماند و خود را به هلاکت سپرد. در نگاه مولانا، این نوع نگاه سطحی و ناقص که تنها ظاهر را میبیند و از حقیقت و عواقب امور غافل است، نوعی کوری معنوی محسوب میشود.
- اندرون
- درون، داخل
- زهربا
- زهرآگین، زهرآلود، سمی
- فخ
- دام، تلهای که برای گرفتن پرندگان به کار میرود
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.