Ler› Livro 5› A história daquele boi que está sozinho em uma grande ilha, e Deus, o Altíssimo, enche aquela grande ilha de plantas e flores que são o alimento do boi. À noite, o boi come tudo e engorda como uma montanha. À noite, ele não dorme por tristeza e medo, pensando: "Pastorei todo o deserto, o que comerei amanhã?" Até que de tanta tristeza emagrece. Ao raiar do dia, ele vê todo o deserto mais verde e abundante do que no dia anterior; ele come novamente e engorda; à noite, a mesma tristeza o toma. Há anos ele vê isso e não confia.› Dístico 2853
M5:2853 — چون برآید صبح گردد سبز دشت / تا میان رُسته قَصیلِ سبز و کشت
M5:2853
Significado · به زبانِ تو — Sua língua · AI
با طلوع هر صبح، دشت دوباره از گیاهان و علفهای تازه و بلند پر میشود و روزی گاو از نو فراهم میآید.
این بیت لحظهی شگفتانگیز تجدید روزی را توصیف میکند. گاو که تمام شب را از ترس گرسنگی و تمام شدن علفزار به صبح رسانده و از غصه لاغر شده، با طلوع خورشید با صحنهای باورنکردنی روبرو میشود: دشتی که دیروز آن را تا آخرین بوته چریده بود، امروز دوباره سبز و پر از گیاهان بلند و تازه است. این تصویر، نمادی از لطف و بخشندگی بیپایان خداوند است که روزیِ بندگانش را هر روز از نو میرساند.
مولانا با این صحنه، بیاعتمادی و غصهی بیهودهی «نفس» انسان را به نمایش میگذارد. نفس، مانند این گاو، هر روز از رزق الهی بهرهمند میشود اما باز هم برای فردا نگران است و به منبع اصلی روزی اعتماد نمیکند. این چرخه، نشاندهندهی فراموشکاری انسان و قدرت بینهایت رزّاقیت پروردگار است که هرگز کاستی نمیپذیرد.
- قَصیل
- علف درو شده، گیاه جو یا گندم که پیش از رسیدن و دانه بستن برای خوراک دام درو کنند.
- تا میان
- تا کمر، تا نیمه. کنایه از بلندی و انبوهی گیاهان.
- رُسته
- روییده، سبز شده.
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.