Ler Livro 6 A resposta do juiz ao sufista Dístico 1635

M6:1635 — بل حقیقت در حقیقت غرقه شد / زین سبب هفتاد بل صد فرقه شد

بل حقیقت در حقیقت غرقه شدزین سبب هفتاد بل صد فرقه شد
✦ Renderizar este beyt em Português

M6:1635

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — de suas palestras gravadas sobre o Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: بلکه حقیقت در حقیقت غرق گشت؛ از این رو هفتاد، بلکه صد فرقه پدید آمد. معنا: این بیت بیان می‌دارد که گوناگونی و کثرت فرقه‌ها در جهان، نه از نادانی یا گمراهی، بلکه از عظمت و پیچیدگی بی‌کران خودِ حقیقت سرچشمه می‌گیرد.

شرح

این بیت، از شاهکارهای بی‌بدیل مولانا، تبیینی ژرف از مسئله کثرت ادیان و فرقه‌ها ارائه می‌دهد که قرن‌ها پیش از بحث‌های پلورالیسم در غرب، ریشه‌های آن را در اعماق هستی می‌کاود. مولانا در اینجا نگاهی کاملاً متفاوت از حافظ به این مسئله دارد.

حافظ در غزل معروف خود می‌گوید:

جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه چون ندیدند حقیقت، ره افسانه زدند

برای حافظ، کثرت فرقه‌ها و نزاع‌های میانشان، معلول نادانی و عدم دیدن حقیقت واحد است. چون حقیقت را ندیده‌اند، به افسانه‌ها رو آورده‌اند و هر یک افسانه خود را حقیقت پنداشته و با دیگران در ستیز افتاده است. این یک تئوری حافظی‌ست که کثرت را محصول جهل می‌داند.

اما مولانا، با بینشی دگرگون، درست عکس این را بیان می‌کند. او می‌گوید: «بل حقیقت در حقیقت غرقه شد.» یعنی تکثر، دایورسیتی، و پلورالیتی، نه از نادانی نسبت به حقیقت، بلکه معلول کثرت خود حقایق است! حقایق آن‌چنان انبوه و در هم تنیده‌اند که در یکدیگر غرق شده‌اند. دریاهای حقیقت آن‌چنان مواج و بی‌کرانند که ما تنها گوشه‌ای از آن را درمی‌یابیم. هر گروهی، هر فرقه‌ای، جزئی از حقیقت را فهمیده و با همان جزء به گمان خویش راه درست را یافته است؛ حال آنکه حقیقت جامع و کلان، بسیار فراتر از ادراکات جزئی ماست. این همانند داستان فیل در تاریک‌خانه است که هر کس جزئی از فیل را لمس می‌کند و بر اساس آن، تصویری ناقص و متفاوت از کل فیل می‌سازد، و گمان می‌کند که تمام حقیقت را دریافته است.

این نکته کلیدی مولاناست: اختلاف فرقه‌ها نه به خاطر دوری از حقیقت، بلکه به دلیل نزدیکی به بخش‌هایی از حقیقت و غرقه شدن در وسعت و ژرفای آن است. حقیقت آن‌قدر عظیم و لایه‌لایه است که هر کس به یک وجه از آن متمسک می‌شود. این، به باور من، از بهترین تبیین‌های فلسفی برای پلورالیسم دینی و فکری است که در متون ما موجود است و نباید آن را، چنان‌که برخی بی‌اطلاعان می‌پندارند، متاعی غربی و وارداتی دانست. این تئوری، ریشه‌های عمیق در عرفان اسلامی و جهان‌بینی توحیدی دارد که کثرت را نه نقص، که نشانه عظمت و بی‌کرانگی ذات حق می‌داند.

نکات کلیدی

  • کثرت ادیان و فرقه‌ها ناشی از وسعت و ژرفای حقیقت است، نه از جهل.
  • حقیقت آن‌چنان در خود غرق شده که هر گروهی تنها بخشی از آن را درمی‌یابد.
  • مولانا نظریه پلورالیسم دینی را قرن‌ها پیش از ظهور آن در تفکر غربی مطرح کرده است.
  • برخلاف حافظ، مولانا تنوع و تکثر را معلول نادانی نمی‌داند، بلکه نتیجه عظمت و لایه‌لایگی حقیقت می‌شمارد.

Sources: d6-s36 · 24:00:00 d6-s36 · 26:38:00

به زبانِ تو — Sua língua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.