Ler Livro 6 O Profeta (que a paz esteja com ele) disse: 'Deus Todo-Poderoso inspira a sabedoria pela língua dos pregadores de acordo com a ambição dos ouvintes' Dístico 1662

M6:1662 — آب تتماجی نریزی در تغار / تا سگی چندی نباشد طعمه‌خوار

آب تتماجی نریزی در تغارتا سگی چندی نباشد طعمه‌خوار
✦ Renderizar este beyt em Português

M6:1662

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — de suas palestras gravadas sobre o Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: تو آب تتماجی (باقیماندهٔ آش) را در تغار (ظرف) نمی‌ریزی، مگر برای چند سگ که از آن طعمه بردارند و بخورند. (این بیت تمثیلی از هدفمندی آفرینش است.) معنا: این بیت با مثالی از ریختن پس‌ماندهٔ غذا برای سگان، بیان می‌کند که هر کاری، از جمله آفرینش جهان، برای هدفی و برای گیرندگانی انجام می‌شود که از آن بهره برند.

شرح

این نکته‌ای‌ست که مولانا در ادامهٔ تفسیر حدیث «لولاک لما خلقت الافلاک» طرح می‌کند. من پیش‌تر هم گفتم که این حدیث، اگرچه از نظر سند مجعول است، اما مولانا از آن نکته‌ای عمیق بیرون می‌کشد. حدیث می‌گوید اگر تو ای پیامبر نبودی، من افلاک را نمی‌آفریدم. مولانا این را چنین تفسیر می‌کند که هدف از خلقت افلاک و هر آنچه در هستی هست، آن «چشم تیز و نظار»ی است که توان دیدن و درک کردن رازهای این خلقت را دارد. یعنی جهان برای دیدگان بینا و خردوران هوشیار آفریده شده است. اکنون، برای تبیین این معنا، مولانا به یک تمثیل ساده و ملموس روی می‌آورد. می‌گوید: «آب تتماجی نریزی در تغار / تا سگی چندی نباشد طعمه‌خوار». تتماج، واژه‌ای ترکی است به معنای آش یا سوپ، و آب تتماجی یعنی باقی‌ماندهٔ آش. تغار هم ظرفی است که در آن غذا می‌ریزند. مولانا می‌گوید شما باقی‌ماندهٔ آش را به قصد بی‌هدف بودن در ظرفی نمی‌ریزید؛ بلکه این کار را تنها برای سگانی می‌کنید که گرسنه‌اند و قرار است از آن بخورند. به عبارت دیگر، هر کرداری، از جمله فعل آفرینش الهی، به غایت و غرضی انجام می‌پذیرد و برای موجوداتی است که گیرنده و بهره‌بردار آن فعل هستند. این مثال، در نگاه اول، ممکن است ناخوشایند به نظر رسد و کسی اعتراض کند که چرا ما را به سگ تشبیه کرده‌اند. اما مولانا خود بلافاصله این تمثیل را پالایش و تصعید می‌کند. او در بیت بعدی می‌فرماید: «رو سگ کهف خداوندی‌ش باش / تا رهاند زین تغارت استفاش». اینجا مولانا ما را به «سگ اصحاب کهف» ارجاع می‌دهد؛ سگی که با اولیاء خدا همراه بود و به دلیل این همراهی، به مقام و مرتبتی ویژه دست یافت و در قرآن از او یاد شده است. این سگ، نه تنها رانده نشد، بلکه از برگزیدگان شد و از تغار حق، یعنی از این عالم خاکی و محدودیت‌های آن، به واسطهٔ گزینش و عنایت الهی، رهایی یافت و به مقام والا رسید. این یعنی، اگرچه جهان برای گیرندگان آفریده شده، اما مقام گیرندگان یکسان نیست. تنها کسانی که چون سگ اصحاب کهف، همراهی با حق را برگزینند و به چشم تیزبین نایل آیند، می‌توانند از این «تغار» به «استفای حق» (گزینش حق) برسند و شأن و مرتبهٔ خود را اعتلا دهند. پس، آفرینش جهان برای کسانی است که آمادهٔ دریافت عنایت الهی‌اند و می‌توانند رازهای آن را درک کنند، و این مستلزم رتبت معنوی والاست.

نکات کلیدی

  • خلقت جهان با حکمت و هدف است، نه بیهوده؛ و برای گیرندگانی آفریده شده که توان درک آن را دارند.
  • استعارهٔ «آب تتماجی» و «سگ طعمه‌خوار» نشان می‌دهد که حتی اعمال ظاهراً پیش‌پاافتاده نیز غایتمندند.
  • تشبیه به «سگ اصحاب کهف» نمادی از این است که همراهی با اولیاء و انتخاب الهی، می‌تواند مقام موجودات ظاهراً فرودست را به مرتبه‌ای والا برساند.
  • تنها «چشم تیز و نظار» قادر به درک رازهای خلقت است و جهان برای این دیدگان بینا معنا می‌یابد.
  • مراتب گیرندگان فیض الهی متفاوت است؛ برخی در حد مصرف‌کنندهٔ ساده‌اند و برخی به واسطهٔ گزینش الهی، به مقام قرب می‌رسند.

Sources: d6-s37 · 00:40:40 d6-s37 · 00:42:28 d6-s37 · 00:47:11

به زبانِ تو — Sua língua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.