Ler Livro 6 A história do escravo indiano que secretamente nutria um desejo pela filha de seu senhor. Quando a filha foi prometida a um nobre, o escravo soube, ficou doente e começou a definhar, e nenhum médico descobriu a causa de sua doença, e ele não tinha coragem de falar Dístico 259

M6:259 — پر هنر را نیز اگر باشد نفیس / کم پرست و عبرتی گیر از بلیس

پر هنر را نیز اگر باشد نفیسکم پرست و عبرتی گیر از بلیس
✦ Renderizar este beyt em Português

M6:259

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — de suas palestras gravadas sobre o Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: حتی هنرمند (شخص ماهر) را نیز اگر نیکو و ارجمند باشد، زیاد ارج مگذار و از سرنوشت ابلیس عبرت بگیر. معنا: این بیت هشدار می‌دهد که داشتن مهارت یا دانش فراوان به تنهایی کافی نیست و می‌تواند مایه‌ی غرور شود؛ باید از ابلیس که با وجود علم بسیار سقوط کرد، پند آموخت.

شرح

مولانا در این بیت مهم، به ما اخطاری بنیادین دربارهٔ ماهیت «هنر» و «دانش» می‌دهد. وقتی می‌گوید «پر هنر»، منظورش صرفاً یک هنرمند به معنای امروزین نیست، بلکه کسی است که در فنون، علوم، و مهارت‌های مختلف دستی توانا دارد؛ فردی همه‌فن‌حریف و کاردان. این صفت در ذات خود ممکن است «نفیس» و گرانبها باشد، اما مولانا توصیه می‌کند که نباید بیش از حد به آن «کم پرست» بود، یعنی نباید بی‌اندازه ستایشش کرد یا خود را بدان غرّه ساخت.

استدلال مولانا بلافاصله به داستان ابلیس ارجاع می‌دهد، تا درس عبرت دهد. ابلیس، در روایات ما، نماد دانش بدون عشق و معرفت عمیق است. او را معلم ملائکه می‌دانند که سال‌ها بلکه قرن‌ها خداوند را عبادت کرده بود و گنجینه‌ای از علم انباشته داشت. اما وقتی پای «عشق دین» به میان آمد و فرمان سجده بر آدم داده شد، ابلیس لغزید و سقوط کرد. دلیلش چه بود؟ مولانا می‌گوید: «او ندید از آدم الا نقش طین». او تنها صورت ظاهری آدم را دید، آن قالب گلی را، و روح الهی و کرامت باطنی او را درنیافت.

این نکته کلیدی است: مولانا در اینجا تفکیکی عمیق میان علم صوری و دانش غیب‌بینانه قائل می‌شود. «علم بودش چون نبودش عشق دین»، یعنی علمِ بی‌همراهی عشق و بصیرت، همچون شمعی است که راه به جایی نمی‌برد. علم، حتی اگر «دقت علم امین» باشد و به ریزه‌کاری‌های امور بپردازد، نمی‌تواند به آدمی «دیدهٔ غیب‌بین» ببخشد. این دیده‌ی غیب‌بین است که از حصار علت و معلول‌های مادی و تقلیل‌گرایی علمی فراتر می‌رود و جهان را در گستره‌ای وسیع‌تر و باطنی‌تر می‌بیند.

بنابراین، «پر هنر» بودن و داشتن دانش فراوان، اگر با تواضع، عشق و بصیرت درونی همراه نباشد، می‌تواند آدمی را دچار همان غروری کند که ابلیس را به هلاکت افکند. این درس همواره در مثنوی تکرار می‌شود: صورت‌بینی و اکتفا به ظاهر، راهزن حقیقت است و کسی که تنها بر ظاهر امور قضاوت می‌کند، در نهایت ممکن است به جای صورت، بر «الله» بزند و از حقیقت دور افتد. این بیت دعوت به نگاهی عمیق‌تر و باطنی‌تر از صرف مهارت و دانش است، تا از آفات غرور و ظاهرگرایی در امان بمانیم.

نکات کلیدی

  • داشتن مهارت و دانش فراوان بدون عشق و بصیرت درونی، می‌تواند به غرور و سقوط معنوی منجر شود.
  • عبرت گرفتن از سرنوشت ابلیس نشان می‌دهد که علم صرف، بدون درک کرامت باطنی موجودات، ناکافی است.
  • مولانا تفاوتی بنیادین میان علم صوری و «دیدهٔ غیب‌بین» قائل است؛ اولی حصار ایجاد می‌کند، دومی رهایی می‌بخشد.
  • قضاوت بر اساس صورت ظاهر، راهزن حقیقت است و می‌تواند انسان را از ادراک عمق وجودی دور کند.

Sources: d6-s08 · 28:12:00 d6-s08 · 29:00:00 d6-s08 · 30:15:00 d6-s08 · 31:00:00

به زبانِ تو — Sua língua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.