Ler Livro 6 A história de Abd al-Ghaus e o rapto dele pelos jinn, e ele morando entre os jinn por anos, e depois de anos ele vindo para a cidade e não reconhecendo seus próprios filhos por causa de sua afinidade e empatia com aqueles jinn Dístico 2994

M6:2994 — چون نهد در زن خدا خوی نری / طالب زن گردد آن زن سعتری

چون نهد در زن خدا خوی نریطالب زن گردد آن زن سعتری
✦ Renderizar este beyt em Português

M6:2994

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — de suas palestras gravadas sobre o Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: هنگامی که خداوند در زنی خوی مردانه بگذارد، آن زنِ مردخو (سعتری) جویای زنان دیگر خواهد شد. معنا: این بیت توضیح می‌دهد که وقتی خداوند خوی مردانه را در زنی قرار دهد، آن زن، که دارای طبعی مردانه شده است، به زنان دیگر متمایل می‌شود.

شرح

در این بیت، مولانا از «نظر» سخن می‌گوید، اما نه به معنای صرف نگاه ظاهری، بلکه به معنای یک «خوی»، یک «سرشت»، یک «میل» درونی که نه تنها ارادهٔ ما را شکل می‌دهد، بلکه جنسیت باطنی و تمایلات ما را نیز تعیین می‌کند. همان‌طور که در جایی دیگر می‌گوید: «هر طرف چه می‌کشد تن را؟ نظر / بی‌خبر را که کشاند؟ باخبر»، این نشان می‌دهد که بدن ما پیرو «نظر» و ارادهٔ عقلانی و سرشتِ درونی ماست. این «نظر» است که تن را به سویی می‌کشاند.

پس وقتی مولانا می‌فرماید «چون نهد در زن خدا خوی نری»، منظور صرفاً تغییرات فیزیکی نیست، بلکه تغییر یا شکل‌گیری یک سرشت و طبع درونی است. «خوی نری» به معنای تمایلات و ویژگی‌های مردانه در باطن یک زن است. در چنین حالتی، «آن زن سعتری» یعنی آن زنی که این خوی مردانه را یافته است، «طالب زن» می‌گردد؛ یعنی به زنان دیگر تمایل پیدا می‌کند.

این بیت نشان می‌دهد که مولانا به شکل‌گیری تمایلات جنسی فراتر از ظاهر بیولوژیکی می‌نگریسته و برای «خوی» و «طبع» درونی نقش تعیین‌کننده‌ای قائل بوده است. او این را کار «خدا» می‌داند، یعنی این سرشت درونی و تمایلات ذاتی، اموری جبری یا انتخابی نیستند که انسان در آن‌ها مختار باشد، بلکه ریشه در تقدیر و ساختار وجودی دارند که خداوند در نهاد افراد قرار داده است. این نوع نگاه به جنسیت و تمایلات، بسیار عمیق‌تر از سطح ظاهری می‌رود و ریشه در بینش عارفانه او از ارادهٔ حق و نقش آن در شکل‌دهی به وجود آدمی دارد. همان‌طور که بحث «همسری» را پیشتر مطرح کردم که ازدواج فقط «هم‌تنی» نیست، بلکه «همسری» و «هم‌نظری» است؛ در اینجا هم این «هم‌نظری» و «خوی» درونی است که تعیین‌کنندهٔ کشش‌ها می‌شود، و اگر این خوی تغییر کند، کشش‌ها نیز دگرگون خواهند شد.

نکات کلیدی

  • تمایلات جنسی نه فقط ظاهری، بلکه ریشه در «خوی» و سرشت درونی دارند.
  • «خوی نری» در یک زن به معنای میل و طبیعت مردانه در باطن اوست.
  • این «خوی» و سرشت درونی، اراده و «نظر» ما را شکل می‌دهد و بدن پیرو آن است.
  • مولانا این سرشت را از جانب خداوند می‌داند، نه یک انتخاب صرفاً ارادی.
  • عشق و کشش‌ها، از نگاه مولانا، حاصل تقدیر و ساختار وجودی هستند که حق در نهاد آدمی قرار می‌دهد.

Sources: d6-s67 · 58:01:00 d6-s67 · 01:00:04 d6-s67 · 01:00:56

به زبانِ تو — Sua língua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.