Ler Livro 6 O mestre disse no sonho ao intermediário os motivos da dívida daquele amigo que havia vindo, e indicou o local onde o dinheiro estava enterrado, e enviou uma mensagem aos herdeiros de que eles não deveriam considerar muito, e não deveriam pegar nada, e mesmo que ele não aceitasse nada ou aceitasse apenas parte, deveriam deixar lá para que quem quisesse pegasse, pois eu fiz votos a Deus de que nem um grão daquele dinheiro voltaria para mim ou para meus parentes, etc. Dístico 3546

M6:3546 — زانچ دادم باز نستانم نقیر / سوی پستان باز ناید هیچ شیر

زانچ دادم باز نستانم نقیرسوی پستان باز ناید هیچ شیر
✦ Renderizar este beyt em Português

M6:3546

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — de suas palestras gravadas sobre o Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: از آنچه بخشیده‌ام، حتی ذره‌ای هم بازپس نمی‌گیرم، زیرا شیر دوشیده هرگز به پستان باز نمی‌گردد. معنا: این بیت تأکید می‌کند که بخشش حقیقی، بی‌بازگشت است؛ آنچه از دست رفت، بازپس گرفته نمی‌شود، همچنان که شیر دوشیده هرگز به پستان بازنمی‌گردد.

شرح

من بر این باورم که مولانا در این بیت، نکته‌ای اخلاقی و عرفانی را مطرح می‌کند که بسی فراتر از احکام فقهی متداول است. او در اینجا ماجرای وصیت یک خواجه را نقل می‌کند که حتی پس از مرگ، بر بازپس نگرفتن مالی که برای ادای دین دوستش کنار گذاشته، تأکید دارد. این خواجه در خواب به واسطه‌ای می‌گوید که نه تنها مال را باید بی‌کم‌وکاست به دوستش رساند، بلکه حتی اگر آن دوست نخواست، باید آن را رها کرد تا دیگران بردارند؛ زیرا «زانچ دادم باز نستانم نقیر».

واژه «نقیر» که در قرآن کریم نیز به کار رفته، به معنای کوچک‌ترین و ناچیزترین چیز است – گویی همان رشتهٔ نازکی که بر پشت هسته خرماست. مولانا می‌گوید که از آنچه بخشیده، حتی به اندازهٔ آن نقیر ناچیز را هم بازنمی‌گیرد. این تعبیر، نشانه‌ای از کمال بخشش و بی‌چشم‌داشت بودن است.

سپس با مثالی روشن، این اصل را تثبیت می‌کند: «سوی پستان باز ناید هیچ شیر». همان‌طور که شیری که از پستان دوشیده شد دیگر به منبع خود بازنمی‌گردد، مالی که با نیت خالص بخشیده شد نیز نباید بازپس گرفته شود. این تمثیل، ماهیت یک‌طرفه و برگشت‌ناپذیر بخشش حقیقی را به زیبایی بیان می‌کند.

در ادامه، مولانا به حدیثی نبوی اشاره می‌کند که در فقه و اخلاق اسلامی جایگاهی مهم دارد: «العائد فی هبته کالکلب یعود فی قیئه»؛ یعنی «کسی که هبه و عطیه‌ای را بازپس گیرد، مانند سگی است که به استفراغ خود بازگردد». گرچه در فقه شیعه، بازپس‌گیری هبه تحت شرایطی مجاز شمرده شده (مثلاً اگر در مال موهوبه تغییری ایجاد نشده باشد)، اما مولانا در اینجا به جنبه اخلاقی و معنوی مسئله می‌پردازد. او می‌خواهد بگوید که در قلمرو سلوک و مرام اهل دل، بازپس‌گیری عطایا، گناهی بزرگ و ناپسند است و از نیت‌های پست و دنیوی سرچشمه می‌گیرد. این حکایت، درسی است در باب سخاوت و آزادگی روح، که باید از هر گونه طمع به مال دنیا، حتی آنکه خود بخشیده‌ایم، فارغ باشد. برای اهل معنا، بخشش یک‌بار برای همیشه است، و چشم دوختن به بازگشت آن، نقصانی در روح و نیت محسوب می‌شود.

نکات کلیدی

  • بخشش حقیقی، بی‌بازگشت است؛ آنچه از دست رفت، بازپس گرفته نمی‌شود.
  • واژه «نقیر» نمادی از کوچک‌ترین و ناچیزترین چیز است که در بخشش کامل، حتی آن را نیز نباید بازخواست.
  • مثال «شیر دوشیده» تأکید می‌کند که عمل بخشش ماهیتی یک‌طرفه و برگشت‌ناپذیر دارد.
  • مولانا در اینجا بر جنبه اخلاقی و عرفانی بخشش تأکید می‌کند، که از احکام فقهی فراتر می‌رود.
  • حدیث نبوی «بازگشت به هبه مانند بازگشت سگ به استفراغ خود است» نشان‌دهنده ناپسند بودن شدید پس گرفتن عطایا در اخلاق اسلامی است.
  • این بیت درسی است در سخاوت روح و آزادگی از طمع، حتی نسبت به آنچه خود بخشیده‌ایم.

Sources: d6-s78 · 47:22:00 d6-s78 · 49:00:00 d6-s78 · 59:00:00

به زبانِ تو — Sua língua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.