Ler Livro 6 Os príncipes viajaram pelos reinos de seu pai depois de se despedirem do rei, e o rei repetiu o conselho no momento da despedida, etc. Dístico 3667

M6:3667 — گونه‌گونه خوردنی‌ها صد هزار / جمله یک چیزست اندر اعتبار

گونه‌گونه خوردنی‌ها صد هزارجمله یک چیزست اندر اعتبار
✦ Renderizar este beyt em Português

M6:3667

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — de suas palestras gravadas sobre o Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: صد هزار گونه خوردنیِ گوناگون هست، اما همگی در نگاه به جوهر و اعتبار، یک چیز بیش نیستند. معنا: مولانا می‌گوید غذاهای بسیار مختلف تنها در ظاهر با هم فرق دارند؛ اما در واقعیت، همه یک کار انجام می‌دهند، یعنی گرسنگی را برطرف می‌کنند، و از این رو همه یکی هستند.

شرح

این بیت، بی‌هیچ تردیدی، یکی از کلیدی‌ترین تعالیم مثنوی را فریاد می‌زند: وحدت، یگانه کالایی است که مولانا در این کتاب عرضه می‌کند. از نظر او، جهان پُر است از گونه‌گونی‌های فریبنده، اما اگر چشم اعتبار بگشاییم، همه این کثرات، صورتی از یک حقیقت واحدند. درست مانند غذاهای رنگارنگ و بی‌شماری که بر سر سفره می‌بینیم؛ هرچند ظاهرشان فرق می‌کند و طعمشان متفاوت است، اما در جوهر و اعتبار، همه یک کار مشترک انجام می‌دهند: سیر کردن شکم و برطرف کردن گرسنگی. مولانا هوشمندانه می‌پرسد: وقتی یکی از این غذاها را خوردی و سیر شدی، آیا دیگر میلی به باقی آن‌ها داری؟ نه! این خود دلیل قاطعی است که نشان می‌دهد تو با خوردن یک چیز، گویی همه چیز را خورده‌ای، چرا که همه آن‌ها در یک جوهر مشترک بودند.

اگر کسی این صدها هزار خوردنی را به صورت جداگانه و اصیل ببیند، مولانا او را «احول» می‌خواند، یعنی دوبین و لوچ. کسی که دچار احول‌بینی است، حقیقت واحد را هزاران پاره می‌بیند و در کثرت ظواهر غرق می‌شود. این دقیقاً همان وضعیتی است که در ساحت روان نیز مشاهده می‌شود: نفس اماره، نفس کثرت‌افکن است که ما را در دام گوناگونی‌های عالم اسیر می‌کند. اما نفس لوامه، گامی فراتر است؛ در آنجا هنوز نزاع هست، اما نشانه‌ای از تمایل به یگانگی نیز دیده می‌شود. نهایت کمال، نفس مطمئنه است؛ آنجایی که صحنه جنگ پایان می‌یابد و وحدت بر جان سایه می‌افکند و دیگر چندگانگی‌ها معنایی ندارند. آرامش و صلح با خویشتن، میوه این وحدت‌یافتگی است. این وحدت نه فقط در ذات باری‌تعالی، که در جان آدمی نیز باید تحقق یابد و او را از قید کثرت برهاند.

پس غرض مولانا این نیست که طعام‌ها را یکی بخواند به معنای ظاهری. بلکه می‌خواهد بگوید غایت و کارکرد نهایی همه آن‌ها یکی است. همان‌طور که صورت‌های عالم، کف دریای هستی‌اند و اگر از کف بگذری و به عمق برسی، همه را آب واحد می‌بینی، خوردنی‌ها هم مظاهر کثرت‌اند که در اعتبارشان به وحدت می‌رسند. این بینش، انسان را از سرگردانی در ظواهر می‌رهاند و به عمق حقایق می‌کشاند. این درسی است برای رهایی از اسارت ظواهر و رسیدن به فراخنای وحدت.

نکات کلیدی

  • جوهر همه کثرات در این جهان، در حقیقت واحد است؛ تنها چشم «احول» ماست که آن‌ها را متکثر می‌بیند.
  • هدف غایی همه ظواهر، رفع یک نیاز واحد است، و این یگانگی کارکرد، گواه وحدتِ پنهان آن‌هاست.
  • سیر کردن از یک چیز، به معنای سیر شدن از همه چیزهایی است که همان کارکرد را دارند و این خود دلیل وحدت آن‌هاست.
  • این بیت دعوتی است برای گذار از "نفس اماره" که کثرت‌افکن است، به "نفس مطمئنه" که آرامش را در وحدت می‌یابد.

Sources: d6-s81 · 38:54:00 d6-s81 · 41:05:00 d6-s81 · 42:58:00

به زبانِ تو — Sua língua · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.