Divan-e Shams› Gazel 1031› Dístico 8 ← anterior
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۰۳۱
- مس باز به خویش آمد نوشش همه نیش آمد تا باز به پیش آمد اکسیرگر اشهر
G1031:8
Sua língua
Ainda sem tradução na sua língua — é feita para o gazel inteiro de uma só vez:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Comentário a este dístico
Ainda não escrito — uma leitura atenta deste dístico no seu gazel:
O gazel inteiro ↗
- 1 جان من و جان تو بستست به همدیگر·همرنگ شوم از تو گر خیر بود گر شر
- 2 ای دلبر شنگ من ای مایه رنگ من·ای شکر تنگ من از تنگ شکر خوشتر
- 3 ای ضربت تو محکم ای نکته تو مرهم·من گشته تمامی کم تا من تو شدم یک سر
- 4 همسایه ما بودی چون چهره تو بنمودی·تا خانه یکی کردی ای خوش قمر انور
- 5 یک حمله تو شاهانه بردار تو این خانه·تا جز تو فنا گردد کالله هو الاکبر
- 6 چون محو کند راهم نی جویم و نی خواهم·زیرا همه کس داند که اکسیر نخواهد زر
- 7 از تابش آن کوره مس گفت که زر گشتم·چون گشت دلش تابان زان آتش نیکوفر
- 8 مس باز به خویش آمد نوشش همه نیش آمد·تا باز به پیش آمد اکسیرگر اشهر
ganjoor: sh1031 · public domain