Divan-e Shams› Gazel 1054› Dístico 2 ← anterior · seguinte →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۰۵۴
- تو روز قیامتی که از تو زیر و زبرست شهر و بازار
G1054:2
Sua língua
Ainda sem tradução na sua língua — é feita para o gazel inteiro de uma só vez:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Comentário a este dístico
Ainda não escrito — uma leitura atenta deste dístico no seu gazel:
O gazel inteiro ↗
- 1 ای یار شگرف در همه کار·عیاره و عاشق تو عیار
- 2 تو روز قیامتی که از تو·زیر و زبرست شهر و بازار
- 3 من زاری عاشقان چه گویم·ای معشوقان ز عشق تو زار
- 4 در روز اجل چو من بمیرم·در گور مکن مرا نگهدار
- 5 ور میخواهی که زنده گردیم·ما را به نسیم وصل بسپار
- 6 آخر تو کجا و ما کجاییم·ای بیتو حیات و عیش بیکار
- 7 از من رگ جان بریده بادا·گر بیتو رگیم هست هشیار
- 8 اندر ره تو دو صد کمین بود·نزدیک نمود راه و هموار
- 9 از گلشن روی تو شدم مست·بنهادم مست پای بر خار
- 10 رفتم سوی دانه تو چون مرغ·پرخون دیدم جناح و منقار
- 11 این طرفه که خوشترست زخمت·از هر دانه که دارد انبار
- 12 ای بیتو حرام زندگانی·ای بیتو نگشته بخت بیدار
- 13 خود بخت توی و زندگی تو·باقی نامی و لاف و آزار
- 14 ای کرده ز دل مرا فراموش·آخر چه شود مرا به یاد آر
- 15 یک بار چو رفت آب در جوی·کی گردد چرخ طمع یک بار
- 16 خامش که ستیزه میفزاید·آن خواجه عشق را ز گفتار
ganjoor: sh1054 · public domain