Divan-e Shams› Gazel 1061› Dístico 2 ← anterior · seguinte →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۰۶۱
- عارض رخسار او چون عارض لشکر شدست زخم چشم و چشم زخم عاشقان را گوش دار
G1061:2
Sua língua
Ainda sem tradução na sua língua — é feita para o gazel inteiro de uma só vez:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Comentário a este dístico
Ainda não escrito — uma leitura atenta deste dístico no seu gazel:
O gazel inteiro ↗
- 1 عرض لشکر میدهد مر عاشقان را عشق یار·زندگان آن جا پیاده کشتگان آن جا سوار
- 2 عارض رخسار او چون عارض لشکر شدست·زخم چشم و چشم زخم عاشقان را گوش دار
- 3 آفتابا شرم دار از روی او در ابر رو·ماه تابان از چنان رخ الحذار و الحذار
- 4 چون به لشکرگاه عشق آیی دو دیده وام کن·وانگهان از یک نظر آن وامها را میگزار
- 5 جز خمار باده جان چشم را تدبیر نیست·باده جان از که گیری زان دو چشم پرخمار
- 6 چون تو پای لنگ داری گو پر از خلخال باش·گوش کر را سود نبود از هزاران گوشوار
- 7 گر عصا را تو بدزدی از کف موسی چه سود·بازوی حیدر بباید تا براند ذوالفقار
- 8 دست عیسی را بگیر و سرمه چوب از وی مدزد·تا ببینی کار دست و تا ببینی دست کار
- 9 گر ندانی کرد آن سو زیرزیرک مینگر·نی به چشم امتحانی بل به چشم اعتبار
- 10 زانک آن سو در نوازش رحمتی جوشیده است·شمس تبریزیش گویم یا جمال کردگار
ganjoor: sh1061 · public domain