Divan-e Shams› Gazel 1206› Dístico 9 ← anterior · seguinte →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۲۰۶
- دست چنین چنین کند لطف که من چنان دهم آنچ بهار میدهد از دم خود به خار و خس
G1206:9
Sua língua
Ainda sem tradução na sua língua — é feita para o gazel inteiro de uma só vez:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Comentário a este dístico
Ainda não escrito — uma leitura atenta deste dístico no seu gazel:
O gazel inteiro ↗
- 1 سوی لبش هر آنک شد زخم خورد ز پیش و پس·زانک حوالی عسل نیش زنان بود مگس
- 2 روی ویست گلستان مار بود در او نهان·جعد ویست همچو شب مجمع دزد و هر عسس
- 3 کان زمردی مها دیده مار برکنی·ماه دوهفتهای شها غم نخوریم از غلس
- 4 بیتو جهان چه فن زند بیتو چگونه تن زند·جان و جهان غلام تو جان و جهان توی و بس
- 5 نصرت رستمان توی فتح و ظفررسان توی·هست اثر حمایتت گر زرهست وگر فرس
- 6 شمس تو معنوی بود آن نه که منطوی بود·صد مه و آفتاب را نور توست مقتبس
- 7 چرخ میان آب تو بر دوران همیزند·عقل بر طبیبیت عرضه همیکند مجس
- 8 ذره به ذره طمعها صف زده پیش خوان تو·سجده کنان و دم زنان بهر امید هر نفس
- 9 دست چنین چنین کند لطف که من چنان دهم·آنچ بهار میدهد از دم خود به خار و خس
- 10 خاک که نور میخورد نقره و زر نبات او·خاک که آب میخورد ماش شدست یا عدس
- 11 رنگ جهان چو سحرها عشق عصای موسوی·باز کند دهان خود درکشدش به یک نفس
- 12 چند بترسی ای دل از نقش خود و خیال خود·چند گریز میکنی بازنگر که نیست کس
- 13 بس کن و بس که کمتر از اسب سقای نیستی·چونک بیافت مشتری باز کند از او جرس
ganjoor: sh1206 · public domain