Divan-e Shams› Gazel 1224› Dístico 7 ← anterior · seguinte →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۲۲۴
- یکی خطی نویسم من ز حال خود بر آن عارض که تا برخواند آن عارض که استادست خط خوانش
G1224:7
Sua língua
Ainda sem tradução na sua língua — é feita para o gazel inteiro de uma só vez:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Comentário a este dístico
Ainda não escrito — uma leitura atenta deste dístico no seu gazel:
O gazel inteiro ↗
- 1 پریشان باد پیوسته دل از زلف پریشانش·وگر برناورم فردا سر خویش از گریبانش
- 2 الا ای شحنه خوبی ز لعل تو بسی گوهر·بدزدیدست جان من برنجانش برنجانش
- 3 گر ایمان آورد جانی به غیر کافر زلفت·بزن از آتش شوقت تو اندر کفر و ایمانش
- 4 پریشان باد زلف او که تا پنهان شود رویش·که تا تنها مرا باشد پریشانی ز پنهانش
- 5 منم در عشق بیبرگی که اندر باغ عشق او·چو گل پاره کنم جامه ز سودای گلستانش
- 6 در آن گلهای رخسارش همیغلطید روزی دل·بگفتم چیست این گفتا همیغلطم در احسانش
- 7 یکی خطی نویسم من ز حال خود بر آن عارض·که تا برخواند آن عارض که استادست خط خوانش
- 8 ولیکن سخت میترسم از آن زلف سیه کاوش·که بس دل در رسن بستست آن هندو ز بهتانش
- 9 به چاه آن ذقن بنگر مترس ای دل ز افتادن·که هر دل کان رسن بیند چنان چاهست زندانش
ganjoor: sh1224 · public domain