Divan-e Shams› Gazel 1558 ← anterior · seguinte →
Divan-e Shams · G1558 · 10 versos
غزل شمارهٔ ۱۵۵۸
Abra qualquer dístico para a sua própria página — tradução, comentário, palavras difíceis.
- G1558:1 دانی کامروز از چه زردمای تو همه شب حریف نردم
- G1558:2 در نرد دل از تو متهم شدکو مهره ربود از نبردم
- G1558:3 گفتم که دلا بیار مهرهکز رفتن مهره من به دردم
- G1558:4 بگشاد دلم بغل که می جوگر هست بیاب من نخوردم
- G1558:5 دیوانه شدم ز درد مهرهدل را همه شب شکنجه کردم
- G1558:6 می گفت بلی و گاه نی نیگه عشوه بداد گرم و سردم
- G1558:7 گفتم که تو بردهای یقین استمن از تو به عشوه برنگردم
- G1558:8 دل گفت چگونه دزد باشممن خازن چرخ لاژوردم
- G1558:9 زین دمدمه از خرم بیفکنددریافت که من سلیم مردم
- G1558:10 خر رفت و رسن ببرد و دل گفتمن در پی گرد او چه گردم
ganjoor: sh1558 · public domain