Divan-e Shams Gazel 1558 Dístico 6 ← anterior · seguinte →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۵۵۸

  1. می گفت بلی و گاه نی نی گه عشوه بداد گرم و سردم

G1558:6

Sua língua

Ainda sem tradução na sua língua — é feita para o gazel inteiro de uma só vez:

Comentário a este dístico

Ainda não escrito — uma leitura atenta deste dístico no seu gazel:

O gazel inteiro ↗

  1. 1 دانی کامروز از چه زردم·ای تو همه شب حریف نردم
  2. 2 در نرد دل از تو متهم شد·کو مهره ربود از نبردم
  3. 3 گفتم که دلا بیار مهره·کز رفتن مهره من به دردم
  4. 4 بگشاد دلم بغل که می جو·گر هست بیاب من نخوردم
  5. 5 دیوانه شدم ز درد مهره·دل را همه شب شکنجه کردم
  6. 6 می گفت بلی و گاه نی نی·گه عشوه بداد گرم و سردم
  7. 7 گفتم که تو برده‌ای یقین است·من از تو به عشوه برنگردم
  8. 8 دل گفت چگونه دزد باشم·من خازن چرخ لاژوردم
  9. 9 زین دمدمه از خرم بیفکند·دریافت که من سلیم مردم
  10. 10 خر رفت و رسن ببرد و دل گفت·من در پی گرد او چه گردم

ganjoor: sh1558 · public domain