Divan-e Shams Gazel 1841 Dístico 4 ← anterior · seguinte →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۸۴۱

  1. جانب خویش نگذرم در رخ خویش ننگرم زانک به عیب ننگرد دیده غیب دان من

G1841:4

Sua língua

Ainda sem tradução na sua língua — é feita para o gazel inteiro de uma só vez:

Comentário a este dístico

Ainda não escrito — uma leitura atenta deste dístico no seu gazel:

O gazel inteiro ↗

  1. 1 تا چه خیال بسته‌ای ای بت بدگمان من·تا چو خیال گشته‌ام ای قمر چو جان من
  2. 2 از پس مرگ من اگر دیده شود خیال تو·زود روان روان شود در پی تو روان من
  3. 3 بنده‌ام آن جمال را تا چه کنم کمال را·بس بودم کمال تو آن تو است آن من
  4. 4 جانب خویش نگذرم در رخ خویش ننگرم·زانک به عیب ننگرد دیده غیب دان من
  5. 5 چشم مرا نگارگر ساخت به سوی آن قمر·تا جز ماه ننگرد زهره آسمان من
  6. 6 چون نگرم به غیر تو ای به دو دیده سیر تو·خاصه که در دو دیده شد نور تو پاسبان من
  7. 7 من چو که بی‌نشان شدم چون قمر جهان شدم·دیده بود مگر کسی در رخ تو نشان من
  8. 8 شاد شده زمان‌ها از عجب زمانه‌ای·صاف شده مکان‌ها زان مه بی‌مکان من
  9. 9 از تبریز شمس دین تا که فشاند آستین·خشک نشد ز اشک و خون یک نفس آستان من

ganjoor: sh1841 · public domain