Divan-e Shams Gazel 1843 Dístico 5 ← anterior · seguinte →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۸۴۳

  1. چون سر صید نیستت دام منه میان ره چونک گلی نمی‌دهی جلوه گلستان مکن

G1843:5

Sua língua

Ainda sem tradução na sua língua — é feita para o gazel inteiro de uma só vez:

Comentário a este dístico

Ainda não escrito — uma leitura atenta deste dístico no seu gazel:

O gazel inteiro ↗

  1. 1 دوش چه خورده‌ای دلا راست بگو نهان مکن·همچو کسان بی‌گنه روی به آسمان مکن
  2. 2 رو ترش و گران کنی تا سر خود نهان کنی·بار دگر گرفتمت بار دگر همان مکن
  3. 3 باده خاص خورده‌ای جام خلاص خورده‌ای·بوی شراب می زند لخلخه در دهان مکن
  4. 4 چون سر عشق نیستت عقل مبر ز عاشقان·چشم خمار کم گشا روی به ارغوان مکن
  5. 5 چون سر صید نیستت دام منه میان ره·چونک گلی نمی‌دهی جلوه گلستان مکن
  6. 6 غم نخورد ز رهزنی آه کسی نگیردش·نیست چنان کسی کی او حکم کند چنان مکن
  7. 7 خشم گرفت ابلهی رفت ز مجلس شهی·گفت شهش که شاد رو جانب ما روان مکن
  8. 8 خشم کسی کند کی او جان و جهان ما بود·خشم مکن تو خویش را مسخره جهان مکن
  9. 9 بند برید جوی دل آب سمن روا نشد·مشعله‌های جان نگر مشغله زبان مکن

ganjoor: sh1843 · public domain