Divan-e Shams› Gazel 1897› Dístico 3 ← anterior · seguinte →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۸۹۷
- مزن تشنیع بر سلطان عشقش که او کس را نرنجاند خمش کن
G1897:3
Sua língua
Ainda sem tradução na sua língua — é feita para o gazel inteiro de uma só vez:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Comentário a este dístico
Ainda não escrito — uma leitura atenta deste dístico no seu gazel:
O gazel inteiro ↗
- 1 در این دم همدمی آمد خمش کن·که او ناگفته می داند خمش کن
- 2 ز جام باده خاموش گویا·تو را بیخویش بنشاند خمش کن
- 3 مزن تشنیع بر سلطان عشقش·که او کس را نرنجاند خمش کن
- 4 اگر در آینه دم را بگیری·تو را از گفت برهاند خمش کن
- 5 ز گردشهای تو می داند آن کس·که گردون را بگرداند خمش کن
- 6 هر اندیشه که در دل دفن کردی·یکایک بر تو برخواند خمش کن
- 7 ز هر اندیشه مرغی آفریند·در آن عالم بپراند خمش کن
- 8 یکی جغد و یکی باز و یکی زاغ·که یک یک را نمیماند خمش کن
- 9 گر آن مه را نمیبینی ببینی·چو چشمت را بپیچاند خمش کن
- 10 از این عالم و زان عالم مگو زانک·به یک رنگیت می راند خمش کن
ganjoor: sh1897 · public domain