Divan-e Shams› Gazel 2047› Dístico 9 ← anterior · seguinte →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۰۴۷
- تا جان باسعادت غلطان همیرود چوگان دو زلف و گوی دل و دشت لامکان
G2047:9
Sua língua
Ainda sem tradução na sua língua — é feita para o gazel inteiro de uma só vez:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Comentário a este dístico
Ainda não escrito — uma leitura atenta deste dístico no seu gazel:
O gazel inteiro ↗
- 1 میآیدم ز رنگ تو ای یار بوی آن·برکندهای به خشم دل از یار مهربان
- 2 از آفتاب روی تو چون شکل خشم تافت·پشتم خم است و سینه کبودم چو آسمان
- 3 زان تیرهای غمزه خشمین که میزنی·صد قامت چو تیر خمیدهست چون کمان
- 4 از پرسشم ز خشم لب لعل بستهای·جان ماندم ز غصه این یا دل و زبان
- 5 لطف تو نردبان بده بر بام دولتی·ای لطف واگرفته و بشکسته نردبان
- 6 این لابه ام به ذات خدا نیست بهر جان·ای هر دمی خیال تو صد جان جان جان
- 7 یاد آر دلبرا که ز من خواستی شبی·نقشی ز جان خون شده من دادمت نشان
- 8 جانا به حق آن شب کان زلف جعد را·در گردنم درافکن و سرمست میکشان
- 9 تا جان باسعادت غلطان همیرود·چوگان دو زلف و گوی دل و دشت لامکان
- 10 کرسی عدل نه تو به تبریز شمس دین·تا عرش نور گیرد و حیران شود جهان
ganjoor: sh2047 · public domain