Divan-e Shams› Gazel 2231› Dístico 4 ← anterior · seguinte →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۲۳۱
- ناگهان افکند طشت ما ز بام پاسبانان درشده در گفت و گو
G2231:4
Sua língua
Ainda sem tradução na sua língua — é feita para o gazel inteiro de uma só vez:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Comentário a este dístico
Ainda não escrito — uma leitura atenta deste dístico no seu gazel:
O gazel inteiro ↗
- 1 میدوید از هر طرف در جست و جو·چشم پرخون تیغ در کف عشق او
- 2 دوش خفته خلق اندر خواب خوش·او به قصد جان عاشق سو به سو
- 3 گاه چون مه تافته بر بامها·گاه چون باد صبا او کو به کو
- 4 ناگهان افکند طشت ما ز بام·پاسبانان درشده در گفت و گو
- 5 در میان کوی بانگ دزد خاست·او بزد زخمی و پنهان کرد رو
- 6 گرد او را پاسبانی درنیافت·کش زبون گشتهست چرخ تندخو
- 7 بر سر زخم آمد افلاطون عقل·کو نشانها را بداند مو به مو
- 8 گفت دانستم که زخم دست کیست·کو است اصل فتنههای تو به تو
- 9 چونک زخم او است نبود چارهای·آنچ او بشکافت نپذیرد رفو
- 10 از پی این زخم جان نو رسید·جان کهنه دستها از خود بشو
- 11 عشق شمس الدین تبریزی است این·کو برون است از جهان رنگ و بو
ganjoor: sh2231 · public domain