Divan-e Shams Gazel 2843 Dístico 7 ← anterior · seguinte →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۸۴۳

  1. چو فغان او شنیدم سوی عشق بنگریدم که چو نیستت سر او دل او چرا خلیدی

G2843:7

Sua língua

Ainda sem tradução na sua língua — é feita para o gazel inteiro de uma só vez:

Comentário a este dístico

Ainda não escrito — uma leitura atenta deste dístico no seu gazel:

O gazel inteiro ↗

  1. 1 هله ای پری شب رو که ز خلق ناپدیدی·به خدا به هیچ خانه تو چنین چراغ دیدی
  2. 2 نه ز بادها بمیرد نه ز نم کمی پذیرد·نه ز روزگار گیرد کهنی و یا قدیدی
  3. 3 هله آسمان عالی ز تو خوش همه حوالی·سفری دراز کردی به مسافران رسیدی
  4. 4 تو بگو وگر نگویی به خدا که من بگویم·که چرا ستارگان را سوی کهکشان کشیدی
  5. 5 سخنی ز نسر طایر طلبیدم از ضمایر·که عجب در آن چمن‌ها که ملک بود پریدی
  6. 6 بزد آه سرد و گفتا که بر آن در است قفلی·که به جز عنایت شه نکند برو کلیدی
  7. 7 چو فغان او شنیدم سوی عشق بنگریدم·که چو نیستت سر او دل او چرا خلیدی
  8. 8 به جواب گفت عشقم که مکن تو باور او را·که درونه گنج دارد تو چه مکر او خریدی
  9. 9 چو شنیدم این بگفتم تو عجبتری و یا او·که هزار جوحی این جا نکند به جز مریدی
  10. 10 هله عشق عاشقان را و مسافران جان را·خوش و نوش و شادمان کن که هزار روز عیدی
  11. 11 تو چو یوسف جمالی که ز ناز لاابالی·به درآمدی و حالی کف عاشقان گزیدی
  12. 12 خمش ار چه داد داری طرب و گشاد داری·به چنین گشاد گویی که روان بایزیدی

ganjoor: sh2843 · public domain