Divan-e Shams Gazel 314 Dístico 11 ← anterior · seguinte →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۳۱۴

  1. من از دماغ بریدم امید و از سر نیز تو را دماغ تر و تازه مرتجاست بخسب

G314:11

Sua língua

Ainda sem tradução na sua língua — é feita para o gazel inteiro de uma só vez:

Comentário a este dístico

Ainda não escrito — uma leitura atenta deste dístico no seu gazel:

O gazel inteiro ↗

  1. 1 تو را که عشق نداری تو را رواست بخسب·برو که عشق و غم او نصیب ماست بخسب
  2. 2 ز آفتاب غم یار ذره ذره شدیم·تو را که این هوس اندر جگر نخاست بخسب
  3. 3 به جست و جوی وصالش چو آب می‌پویم·تو را که غصه آن نیست کو کجاست بخسب
  4. 4 طریق عشق ز هفتاد و دو برون باشد·چو عشق و مذهب تو خدعه و ریاست بخسب
  5. 5 صباح ماست صبوحش عشای ما عشوه ش·تو را که رغبت لوت و غم عشاست بخسب
  6. 6 ز کیمیاطلبی ما چو مس گدازانیم·تو را که بستر و همخوابه کیمیاست بخسب
  7. 7 چو مست هر طرفی می‌فتی و می‌خیزی·که شب گذشت کنون نوبت دعاست بخسب
  8. 8 قضا چو خواب مرا بست ای جوان تو برو·که خواب فوت شدت خواب را قضاست بخسب
  9. 9 به دست عشق درافتاده‌ایم تا چه کند·چو تو به دست خودی رو به دست راست بخسب
  10. 10 منم که خون خورم ای جان توی که لوت خوری·چو لوت را به یقین خواب اقتضاست بخسب
  11. 11 من از دماغ بریدم امید و از سر نیز·تو را دماغ تر و تازه مرتجاست بخسب
  12. 12 لباس حرف دریدم سخن رها کردم·تو که برهنه نه‌ای مر تو را قباست بخسب

ganjoor: sh314 · public domain