Divan-e Shams› Gazel 724› Dístico 6 ← anterior · seguinte →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۷۲۴
- گفتا که بسوزم ار بیایم کان سو همه عشق بد ولا بود
G724:6
Sua língua
Ainda sem tradução na sua língua — é feita para o gazel inteiro de uma só vez:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Comentário a este dístico
Ainda não escrito — uma leitura atenta deste dístico no seu gazel:
O gazel inteiro ↗
- 1 گر مایهٔ دهر جان فزا بود·زیرا که در او پری ما بود
- 2 مر پریان را ز حیرت او·هر گوشه مقال و ماجرا بود
- 3 عقلست چراغ ماجراها·آن جا هش و عقل از کجا بود
- 4 در صرصر عشق عقل پشهست·آن جا چه مجال عقلها بود
- 5 از احمد پا کشید جبریل·از سدره سفر چو ماورا بود
- 6 گفتا که بسوزم ار بیایم·کان سو همه عشق بد ولا بود
- 7 تعظیم و مواصلت دو ضدند·در فسحت وصل آن هبا بود
- 8 آن جا لیلی شدست مجنون·زیرا که جنون هزار تا بود
- 9 آن جا حسنی نقاب بگشود·پیراهن حسنها قبا بود
- 10 یوسف در عشق بد زلیخا·نی زهره و چنگ و نی نوا بود
- 11 وان نافخ صور مانده بیروح·کان جا جز روح دوست لا بود
- 12 در بحر گریخت این مقالات·زیرا هنگام آشنا بود
ganjoor: sh724 · public domain