Divan-e Shams Gazel 908 Dístico 11 ← anterior · seguinte →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۹۰۸

  1. خمش که هر کی دهانش ز عشق شیرین شد روا نباشد کو گرد گفت و گو گردد

G908:11

Sua língua

Ainda sem tradução na sua língua — é feita para o gazel inteiro de uma só vez:

Comentário a este dístico

Ainda não escrito — uma leitura atenta deste dístico no seu gazel:

O gazel inteiro ↗

  1. 1 چو درد گیرد دندان تو عدو گردد·زبان تو به طبیبی بگرد او گردد
  2. 2 یکی کدو ز کدوها اگر شکست آرد·شکسته بند همه گرد آن کدو گردد
  3. 3 ز صد سبو چو سبوی سبوگری برد آب·همیشه خاطر او گرد آن سبو گردد
  4. 4 شکستگان تویم ای حبیب و نیست عجب·تو پادشاهی و لطف تو بنده جو گردد
  5. 5 به قند لطف تو کاین لطف‌ها غلام ویند·که زهر از او چو شکر خوب و خوب خو گردد
  6. 6 اگر حلاوت لاحول تو به دیو رسد·فرشته خو شود آن دیو و ماه رو گردد
  7. 7 عنایتت گنهی را نظر کند به رضا·چو طاعت آن گنه از دل گناه شو گردد
  8. 8 پلید پاک شود مرده زنده مار عصا·چو خون که در تن آهوست مشک بو گردد
  9. 9 رونده‌ای که سوی بی‌سوییش ره دادی·کجا چو خاطر گمراه سو به سو گردد
  10. 10 تو جان جان جهانی و نام تو عشق است·هر آنک از تو پری یافت بر علو گردد
  11. 11 خمش که هر کی دهانش ز عشق شیرین شد·روا نباشد کو گرد گفت و گو گردد
  12. 12 خموش باش که آن کس که بحر جانان دید·نشاید و نتواند که گرد جو گردد

ganjoor: sh908 · public domain