Ler› Livro 2› Seção 3 ← anterior · seguinte →
بخش ۳ - دزدیدن مارگیر ماری را از مارگیری دیگر
Um encantador de serpentes roubando uma serpente de outro encantador de serpentes
- M2:135 دزدکی از مارگیری مار بردز ابلهی آن را غنیمت میشمرد
- M2:136 وا رهید آن مارگیر از زخم مارمار کشت آن دزدِ او را زار زار
- M2:137 مارگیرش دید پس بشناختشگفت از جان مار من پرداختش
- M2:138 در دعا میخواستی جانم ازوکش بیابم مار بستانم ازو
- M2:139 شکر حق را کان دعا مردود شدمن زیان پنداشتم آن سود شد
- M2:140 بس دعاها کان زیانست و هلاکوز کرم مینشنود یزدان پاک