Ler Livro 3 Seção 104 ← anterior · seguinte →

بخش ۱۰۴ - باز شرح کردن حکایت آن طالب روزی حلال بی کسب و رنج در عهد داود علیه السلام و مستجاب شدن دعای او

Reexplicando a história daquele que buscava sustento lícito sem esforço e dificuldade na época de Davi (que a paz esteja com ele), e sua súplica sendo atendida

  1. M3:2306 یادم آمد آن حکایت کان فقیرروز و شب می‌کرد افغان و نفیر
  2. M3:2307 وز خدا می‌خواست روزی حلالبی شکار و رنج و کسب و انتقال
  3. M3:2308 پیش ازین گفتیم بعضی حال اولیک تعویق آمد و شد پنج‌تو
  4. M3:2309 هم بگوییمش کجا خواهد گریختچون ز ابر فضل حق حکمت بریخت
  5. M3:2310 صاحب گاوش بدید و گفت هینای به‌ظلمت گاو من گشته رهین
  6. M3:2311 هین چرا کُشتی بگو گاو مراابله طرار انصاف اندر آ
  7. M3:2312 گفت من روزی ز حق می‌خواستمقبله را از لابه می‌آراستم
  8. M3:2313 آن دعای کهنه‌ام شد مستجابروزی من بود کشتم نک جواب
  9. M3:2314 او ز خشم آمد گریبانش گرفتچند مشتی زد به رویش ناشکفت