Ler› Livro 3› Seção 210 ← anterior · seguinte →
بخش ۲۱۰ - تفسیر آیت وَ أَجْلِبْ عَلَیْهِمْ بِخَیْلِکَ وَ رَجِلِکَ
A interpretação do versículo: 'E incite-os com sua cavalaria e sua infantaria'
- M3:4325 تو چو عزم دین کنی با اجتهاددیو بانگت بر زند اندر نهاد
- M3:4326 که مرو زان سو بیندیش ای غویکه اسیر رنج و درویشی شوی
- M3:4327 بینوا گردی ز یاران وابریخوار گردی و پشیمانی خوری
- M3:4328 تو ز بیم بانگ آن دیو لعینوا گریزی در ضلالت از یقین
- M3:4329 که هلا فردا و پس فردا مراستراه دین پویم که مهلت پیش ماست
- M3:4330 مرگ بینی باز کو از چپ و راستمیکشد همسایه را تا بانگ خاست
- M3:4331 باز عزم دین کنی از بیم جانمرد سازی خویشتن را یک زمان
- M3:4332 پس سلح بر بندی از علم و حکمکه من از خوفی نیارم پای کم
- M3:4333 باز بانگی بر زند بر تو ز مکرکه بترس و باز گرد از تیغ فقر
- M3:4334 باز بگریزی ز راه روشنیآن سلاح علم و فن را بفکنی
- M3:4335 سالها او را به بانگی بندهایدر چنین ظلمت نمد افکندهای
- M3:4336 هیبت بانگ شیاطین خلق رابند کردست و گرفته حلق را
- M3:4337 تا چنان نومید شد جانشان ز نورکه روان کافران ز اهل قبور
- M3:4338 این شکوه بانگ آن ملعون بودهیبت بانگ خدایی چون بود
- M3:4339 هیبت بازست بر کبک نجیبمر مگس را نیست زان هیبت نصیب
- M3:4340 زانک نبود باز صیاد مگسعنکبوتان می مگس گیرند و بس
- M3:4341 عنکبوت دیو بر چون تو ذبابکر و فر دارد نه بر کبک و عقاب
- M3:4342 بانگ دیوان گلهبان اشقیاستبانگ سلطان پاسبان اولیاست
- M3:4343 تا نیامیزد بدین دو بانگ دورقطرهای از بحر خوش با بحر شور