Ler Livro 3 Seção 95 ← anterior · seguinte →

بخش ۹۵ - هفت مرد شدن آن هفت درخت

Aquelas sete árvores se tornando sete homens

  1. M3:2054 بعد دیری گشت آنها هفت مردجمله در قعده پی یزدانِ فرد
  2. M3:2055 چشم می‌مالم که آن هفت ارسلانتا کیانند و چه دارند از جهان
  3. M3:2056 چون به نزدیکی رسیدم من ز راهکردم ایشان را سلام از انتباه
  4. M3:2057 قوم گفتندم جواب آن سلامای دقوقی مفخر و تاج کرام
  5. M3:2058 گفتم آخر چون مرا بشناختندپیش ازین بر من نظر ننداختند
  6. M3:2059 از ضمیر من بدانستند زودیکدگر را بنگریدند از فرود
  7. M3:2060 پاسخم دادند خندان کای عزیزاین بپوشیدست اکنون بر تو نیز
  8. M3:2061 بر دلی کو در تحیر با خداستکی شود پوشیده راز چپ و راست
  9. M3:2062 گفتم ار سوی حقایق بشگفندچون ز اسم حرف رسمی واقفند
  10. M3:2063 گفت اگر اسمی شود غیب از ولیآن ز استغراق دان نه از جاهلی
  11. M3:2064 بعد از آن گفتند ما را آرزوستاقتدا کردن به تو ای پاک دوست
  12. M3:2065 گفتم آری لیک یک ساعت که منمشکلاتی دارم از دور زمن
  13. M3:2066 تا شود آن حل به صحبتهای پاککه به صحبت روید انگوری ز خاک
  14. M3:2067 دانهٔ پرمغز با خاک دژمخلوتی و صحبتی کرد از کرم
  15. M3:2068 خویشتن در خاک کلی محو کردتا نماندش رنگ و بو و سرخ و زرد
  16. M3:2069 از پس آن محو قبض او نماندپرگشاد و بسط شد مرکب براند
  17. M3:2070 پیش اصل خویش چون بی‌خویش شدرفت صورت جلوهٔ معنیش شد
  18. M3:2071 سر چنین کردند هین فرمان توراستتف دل از سر چنین کردن بخاست
  19. M3:2072 ساعتی با آن گروه مجتبیچون مراقب گشتم و از خود جدا
  20. M3:2073 هم در آن ساعت ز ساعت رست جانزانک ساعت پیر گرداند جوان
  21. M3:2074 جمله تلوینها ز ساعت خاستسترست از تلوین که از ساعت برست
  22. M3:2075 چون ز ساعت ساعتی بیرون شویچون نماند محرم بی‌چون شوی
  23. M3:2076 ساعت از بی‌ساعتی آگاه نیستزانکش آن سو جز تحیر راه نیست
  24. M3:2077 هر نفر را بر طویله خاص اوبسته‌اند اندر جهان جست و جو
  25. M3:2078 منتصب بر هر طویله رایضیجز بدستوری نیاید رافضی
  26. M3:2079 از هوس گر از طویله بسکلددر طویله دیگران سر در کند
  27. M3:2080 در زمان آخرجیان چست خوشگوشهٔ افسار او گیرند و کش
  28. M3:2081 حافظان را گر نبینی ای عیاراختیارت را ببین بی اختیار
  29. M3:2082 اختیاری می‌کنی و دست و پابرگشا دستت، چرا حبسی چرا
  30. M3:2083 روی در انکار حافظ برده‌اینامْ تهدیداتِ نفسش کرده‌ای