Ler› Livro 3› Seção 98 ← anterior · seguinte →
بخش ۹۸ - اقتدا کردن قوم از پس دقوقی
O povo seguindo Duquqi na oração
- M3:2140 پیش در شد آن دقوقی در نمازقوم همچون اطلس آمد او طراز
- M3:2141 اقتدا کردند آن شاهان قطاردر پی آن مقتدای نامدار
- M3:2142 چونک با تکبیرها مقرون شدندهمچو قربان از جهان بیرون شدند
- M3:2143 معنی تکبیر اینست ای اِمیمکای خدا پیش تو ما قربان شدیم
- M3:2144 وقت ذبح، اللهاکبر میکنیهمچنین در ذبح نفس کشتنی
- M3:2145 تن چو اسمعیل و جان همچون خلیلکرد جان تکبیر بر جسم نبیل
- M3:2146 گشت کشته تن ز شهوتها و آزشد به بسم الله بسمل در نماز
- M3:2147 چون قیامت پیش حق صفها زدهدر حساب و در مناجات آمده
- M3:2148 ایستاده پیش یزدان اشکریزبر مثال راستخیز رستخیز
- M3:2149 حق همیگوید چه آوردی مرااندرین مهلت که دادم من تورا
- M3:2150 عمر خود را در چه پایان بردهایقوت و قُوّت در چه فانی کردهای
- M3:2151 گوهر دیده کجا فرسودهایپنج حس را در کجا پالودهای
- M3:2152 چشم و هوش و گوش و گوهرهای عرشخرج کردی چه خریدی تو ز فرش
- M3:2153 دست و پا دادمت چون بیل و کلندمن ببخشیدم ز خود آن کی شدند
- M3:2154 همچنین پیغامهای دردگینصد هزاران آید از حضرت چنین
- M3:2155 در قیام این گفتها دارد رجوعوز خجالت شد دوتا او در رکوع
- M3:2156 قوت استادن از خجلت نمانددر رکوع از شرم تسبیحی بخواند
- M3:2157 باز فرمان میرسد بردار سراز رکوع و پاسخ حق بر شمر
- M3:2158 سر بر آرد از رکوع آن شرمسارباز اندر رو فتد آن خامکار
- M3:2159 باز فرمان آیدش بردار سراز سجود و وا ده از کرده خبر
- M3:2160 سر بر آرد او دگر ره شرمساراندر افتد باز در رو همچو مار
- M3:2161 باز گوید سر بَرآر و باز گوکه بخواهم جست از تو مو به مو
- M3:2162 قوت پا ایستادن نبودشکه خطاب هیبتی بر جان زدش
- M3:2163 پس نشیند قعده زان بار گرانحضرتش گوید سخن گو با بیان
- M3:2164 نعمتت دادم بگو شُکرت چه بوددادمت سرمایه هین بنمای سود
- M3:2165 رو به دست راست آرد در سلامسوی جان انبیا و آن کرام
- M3:2166 یعنی ای شاهان شفاعت کین لئیمسخت در گل ماندش پای و گلیم