Ler Livro 6 Seção 138 ← anterior · seguinte →

بخش ۱۳۸ - رجوع کردن بدان قصه کی شاه‌زاده بدان طغیان زخم خورد از خاطر شاه پیش از استکمال فضایل دیگر از دنیا برفت

Voltando àquela história de que o príncipe, por causa daquela arrogância, foi ferido pelo pensamento do rei e partiu deste mundo antes de completar outras virtudes

  1. M6:4861 قصه کوته کن که رای نفس کوربرد او را بعد سالی سوی گور
  2. M6:4862 شاه چون از محو شد سوی وجودچشم مریخیش آن خون کرده بود
  3. M6:4863 چون به ترکش بنگرید آن بی‌نظیردید کم از ترکشش یک چوبه تیر
  4. M6:4864 گفت کو آن تیر و از حق باز جستگفت که اندر حلق او کز تیر تست
  5. M6:4865 عفو کرد آن شاه دریادل ولیآمده بد تیر اه بر مقتلی
  6. M6:4866 کشته شد در نوحهٔ او می‌گریستاوست جمله هم کشنده و هم ولیست
  7. M6:4867 ور نباشد هر دو او پس کل نیستهم کشندهٔ خلق و هم ماتم‌کنیست
  8. M6:4868 شکر می‌کرد آن شهید زردخدکان بزد بر جسم و بر معنی نزد
  9. M6:4869 جسم ظاهر عاقبت خود رفتنیستتا ابد معنی بخواهد شاد زیست
  10. M6:4870 آن عتاب ار رفت هم بر پوست رفتدوست بی‌آزار سوی دوست رفت
  11. M6:4871 گرچه او فتراک شاهنشه گرفتآخر از عین الکمال او ره گرفت
  12. M6:4872 و آن سوم کاهل‌ترین هر سه بودصورت و معنی به کلی او ربود