Ler Livro 6 Seção 19 ← anterior · seguinte →

بخش ۱۹ - در آمدن ضریر در خانهٔ مصطفی علیه‌السلام و گریختن عایشه رضی الله عنها از پیش ضریر و گفتن رسول علیه‌السلام کی چه می‌گریزی او ترا نمی‌بیند و جواب دادن عایشه رضی الله عنها رسول را صلی الله علیه و سلم

A entrada do cego na casa de Mustafa (que a paz esteja com ele) e a fuga de Aisha (que Deus esteja satisfeito com ela) de diante do cego, e o Mensageiro (que a paz esteja com ele) perguntando: “Por que você foge? Ele não te vê”, e a resposta de Aisha (que Deus esteja satisfeito com ela) ao Mensageiro (que a paz e as bênçãos de Deus estejam com ele)

  1. M6:670 اندر آمد پیش پیغامبر ضریرکای نوابخش تنور هر خمیر
  2. M6:671 ای تو میر آب و من مستسقیممستغاث المستغاث ای ساقیم
  3. M6:672 چون در آمد آن ضریر از در شتابعایشه بگریخت بهر احتجاب
  4. M6:673 زانک واقف بود آن خاتون پاکاز غیوری رسول رشکناک
  5. M6:674 هر که زیباتر بود رشکش فزونزانک رشک از ناز خیزد یا بنون
  6. M6:675 گنده‌پیران شوی را قما دهندچونک از زشتی و پیری آگهند
  7. M6:676 چون جمال احمدی در هر دو کونکی بدست ای فر یزدانیش عون
  8. M6:677 نازهای هر دو کون او را رسدغیرت آن خورشید صدتو را رسد
  9. M6:678 که در افکندم به کیوان گوی رادر کشید ای اختران هم روی را
  10. M6:679 در شعاع بی‌نظیرم لا شویدورنه پیش نور من رسوا شوید
  11. M6:680 از کرم من هر شبی غایب شومکی روم الا نمایم که روم
  12. M6:681 تا شما بی من شبی خفاش‌وارپر زنان پرید گرد این مطار
  13. M6:682 هم‌چو طاووسان پری عرضه کنیدباز مست و سرکش و معجب شوید
  14. M6:683 ننگرید آن پای خود را زشت‌سازهم‌چو چارق کو بود شمع ایاز
  15. M6:684 رو نمایم صبح بهر گوشمالتا نگردید از منی ز اهل شمال
  16. M6:685 ترک آن کن که درازست آن سخننهی کردست از درازی امر کن