Divanul lui Shams Gazel 1345 ← anterior · următor →

Divanul lui Shams · G1345 · 11 distihuri

غزل شمارهٔ ۱۳۴۵

Deschideți orice distih pentru pagina sa — redare, comentariu, cuvinte dificile.

  1. G1345:1 تو مرا می بده و مست بخوابان و بهلچون رسد نوبت خدمت نشوم هیچ خجل
  2. G1345:2 چو گه خدمت شه آید من می‌دانمگر ز آب و گلم ای دوست نیم پای به گل
  3. G1345:3 در نمازش چو خروسم سبک و وقت شناسنه چو زاغم که بود نعره او وصل گسل
  4. G1345:4 من ز راز خوش او یک دو سخن خواهم گفتدل من دار دمی ای دل تو بی‌غش و غل
  5. G1345:5 لذت عشق بتان را ز زحیران مطلبصبح کاذب بود این قافله را سخت مضل
  6. G1345:6 من بحل کردم ای جان که بریزی خونمور نریزی تو مرا مظلمه داری نه بحل
  7. G1345:7 پس خمش کردم و با چشم و به ابرو گفتمسخنانی که نیاید به زبان و به سجل
  8. G1345:8 گرچه آن فهم نکردی تو ولی گرم شدیهله گرمی تو بیفزا چه کنی جهد مقل
  9. G1345:9 سردی از سایه بود شمس بود روشن و گرمفانی طلعت آن شمس شو ای سرد چو ظل
  10. G1345:10 تا درآمد بت خوبم ز در صومعه مستچند قندیل شکستم پی آن شمع چگل
  11. G1345:11 شمس تبریز مگر ماه ندانست حقتکه گرفتار شدست او به چنین علت سل

ganjoor: sh1345 · public domain