Divanul lui Shams Gazel 931 ← anterior · următor →

Divanul lui Shams · G931 · 19 distihuri

غزل شمارهٔ ۹۳۱

Deschideți orice distih pentru pagina sa — redare, comentariu, cuvinte dificile.

  1. G931:1 مها به دل نظری کن که دل تو را داردبه روز و شب به مراعاتت اقتضا دارد
  2. G931:2 ز شادی و ز فرح در جهان نمی‌گنجددلی که چون تو دلارام خوش لقا دارد
  3. G931:3 ز آفتاب تو آن را که پشت گرم شودچرا دلیر نباشد حذر چرا دارد
  4. G931:4 ز بهر شادی توست ار دلم غمی داردز دست و کیسه توست ار کفم سخا دارد
  5. G931:5 خیال خوب تو چون وحشیان ز من برمدکه صورتیست تن بنده دست و پا دارد
  6. G931:6 مرا و صد چو مرا آن خیال بی‌صورتز نقش سیر کند عاشق فنا دارد
  7. G931:7 برهنه خلعت خورشید پوشد و گویدخنک کسی که ز زربفت او قبا دارد
  8. G931:8 تنی که تابش خورشید جان بر او آیدگمان مبر که سر سایه هما دارد
  9. G931:9 بدانک موسی فرعون کش در این شهرستعصاش را تو نبینی ولی عصا دارد
  10. G931:10 همی‌رسد به عنان‌های آسمان دستشکه اصبع دل او خاتم وفا دارد
  11. G931:11 غمش جفا نکند ور کند حلالش بادبه هر چه آب کند تشنه صد رضا دارد
  12. G931:12 فزون از آن نبود کش کشد به استسقادر آن زمان دل و جان عاشق سقا دارد
  13. G931:13 اگر صبا شکند یک دو شاخ اندر باغنه هر چه دارد آن باغ از صبا دارد
  14. G931:14 شراب عشق چو خوردی شنو صلای کبابز مقبلی که دلش داغ انبیا دارد
  15. G931:15 زمین ببسته دهان تاسه مه که می‌داندکه هر زمین به درون در نهان چه‌ها دارد
  16. G931:16 بهار که بنماید زمین نیشکرتاز آن زمین به درون ماش و لوبیا دارد
  17. G931:17 چرا چو دال دعا در دعا نمی‌خمدکسی که از کرمش قبله دعا دارد
  18. G931:18 چو پشت کرد به خورشید او نمازی نیستاز آنک سایه خود پیش و مقتدا دارد
  19. G931:19 خموش کن خبر من صمت نجا بشنواگر رقیب سخن جوی ما روا دارد

ganjoor: sh931 · public domain