Диван Шамса› Газель 1412 ← назад · далее →
Диван Шамса · G1412 · 12 бейтов
غزل شمارهٔ ۱۴۱۲
Откройте любой бейт — у него своя страница: перевод, комментарий, трудные слова.
- G1412:1 بیا هر کس که می خواهد که تا با وی گرو بندمکه سنگ خاره جان گیرد بپیوند خداوندم
- G1412:2 همیگفتم به گل روزی زهی خندان قلاوزیمرا گل گفت می دانی تو باری کز چه می خندم
- G1412:3 خیال شاه خوش خویم تبسم کرد در رویمچنین شد نسل بر نسلم چنین فرزند فرزندم
- G1412:4 شه من گفت هر مسکین که عمرش نیست من عمرمبدین وعده من مسکین امید از عمر برکندم
- G1412:5 دل من بانگ بر من زد چه باشد قدر عمری خودچه منت می نهی بر من تو خود چندی و من چندم
- G1412:6 شهی کز لطف می آید اگر منت نهد شایدکه چاهی پرحدث بودی منت از زر درآگندم
- G1412:7 کمر نابسته در خدمت مرا تاج خرد داد اوتو خود اندیشه کن با خود چه بخشد گر بپیوندم
- G1412:8 یقول العشق لی سرا تنافس و اغتنم براو لا تفجر و لا تهجر و الا تبتئس تندم
- G1412:9 همه شاهان غلامان را به خرسندی ثنا گفتههمه خشم خداوندی بر من این که خرسندم
- G1412:10 مضی فی صحوتی یومی و فاض السکر فی قومیفاسرع و اسقنی خمرا حمیرا تشبه العندم
- G1412:11 بیا درده یکی جامی پر از شادی و آرامیکه بنمایم سرانجامی چو مخموران بپرسندم
- G1412:12 میازارید از خویم که من بسیار می گویمجهانی طوطیان دارم اگر بسیار شد قندم
ganjoor: sh1412 · public domain